X
تبلیغات
شوشتر

شوشتر
بیایدشوشتر را بسازیم 
قالب وبلاگ



اولین شهر ها


هنگامی که کشاورزان یاد گرفتند که آب زمینهای کشاورزی را از رودخانه تامین کنند موفق شدند محصولات بیشتری به دست بیاورند و برای دیگران نیز غذا تهیه کنند. بعضی از مردم توانستند اشیایی از قبیل ظروف گلی بسازند و بعد آنها را به فروش برسانند. صنعتگران و تجار در اجتماعات بزرگ که اولین شهر ها را تشکیل دادند ، در کنار یکدیگرجمع شدند اولین مردمی که در شهر ها زندگی می کردند ، سومریهای بین النهرین ، بودند در حدود سال 3500 قبل از میلاد، آنها با استفاده از خشت خام ، کار ساخت شهرهایی مانند اور و بابل را آغاز نمودند.

معبد شهر اوروک در بین النهرین

اهالی بیشتر شهرهای بین النهرین در این معابد
به عبادت می پرداختند
.



پادشاه همورابی (1750-1792 قبل از میلاد) که یک مدیر کارآمد و در عین حال یک سرباز جاه طلب است ، اولین حاکمی بود که سراسر بین النهرین را متحد نمود. او بابل را در قرن هیجدهم قبل از میلاد به صورت نیرومند ترین شهر خود در آورد مهم ترین و مشهورترین دستاورد او تدوین 282 قانون به نام قوانین همورابی بود این قوانین روی یک ستون سنگی کنده کاری شده ، نوشته شده است.این سنگ نوشته ، همچنین با تصویر پادشاهی که در مقابل شاماش ، خدای عدالت بین النهرین ، ایستاده است ، تزیین شده است.

قوانین بابل


هر چند که مجموعه قوانین در یک محل عمومی مثل عبادتگاهی که مردم در آن این قوانین را می خواندند؛ قرار داشت، اما اهمیت این قوانین بطور دقیق مشخص نیست . بعضی از قوانین بوسیله همورابی تدوین شدند، ولی برخی دیگر قوانین شناخته شده ای بودند که پیش از آن تاریخ وضع شده بودند و به پاره ای اصلاحات نیاز داشتند این قوانین به مشکلات مربوط به زندگی روز مره ، داد و ستد ، خانواده و مالکیت زمین، می پرداختند.
آنها همچنین توصیه هایی را در باب بسیاری از مسائل، از کلاه برداری و قتل و طلاق گرفته تا فرزند خواندگی و مهریه ازدواج، ارائه می دهند این قوانین حتی در مورد برخورد با برده های فراری و یا قطع غیر قانونی درختان خرما، نیز بحث می کنند.

جنایت و مجازات


هر یک از قوانین همورابی، کاملاْ روشن می باشد هر تخلف مجازات مشخص خود را دارد. این قوانین از همان اصلی ( اصل مقابله به مثل) تبعیت می کنند که قوانین معروف انجیل: چشم در مقابل چشم و دندان در مقابل دندان، بر پایه آن بنا شده است بعنوان مثال، مطابق یکی از این قوانین : اگر پسری پدر خود را مورد ضرب و شتم قرار دهد دست او باید قطع شود.

حدود 3100 ق.م- 3500 ق.م

اولین مناطق شهری در طول دوران اوروک تکامل پیدا می کنند.

حدود 3000 ق.م

مردم بین النهرین نوشتن روی لوحه های گلی را ابداع می کنند.

حدود 2700 ق.م

سیل ، بین النهرین را ویران می سازد.

2279-2334ق.م

سارگون، فرمانروای اکد، بر امپراتوری اکد که به دست خود وی تاسیس شده بود حکومت می کند.

2095-2112ق.م

پادشاهی به نام اورنامو، امپراتوری اور را بنیانگذاری می کند .

حدود 2000 ق.م

امپراتوری اور به دست آموریها «عموریان)، اقوام سامی ساکن سرزمین بین النهرین ، سقوط می کند.

حدود 1750-1792ق.م

همورابی، فرمانروای بابل ، بر سراسر بین النهرین حکومت می کند.

1595 ق.م

شهر بابل به دست هی تی ها ، از اقوام نواحی مرکزی ترکیه کنونی،سقوط می کند.

صندوقچه منقوش اور



ای صندوقچه که سطوح جانبی آن با تصاویر مجازی تزییین شده است در یک گور در شهر باستانی اور ، پیدا شد قدمت این اثر باستانی به 2300 تا 2700 سال پیش از میلاد، هنگامی که اور مهمترین دولت شهر در تمدن سومر محسوب می گردید، باز می گردد.

 


حقایق ثبت شده


اهالی بابلی، که در قرن هیجدهم قبل از میلاد در بین النهرین زندگی می کردند، اولین ستاره شناسان بودند. و دلیل آن این بود که خدای ماه برای آنها از اهمیت زیادی بر خورد دار بود این افراد یک تقویم درست کردند و خسوفهای ماه را پیش بینی کردند. این افراد، ریاضیدان نیز بودند و یک سیستم شمارش بر اساس عدد 60 ابداع کردند. به همین دلیل یک ساعت به 60 تقسیم می شود.


تعداد بازدید ها: 9746

[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 16:48 ] [ امید ]
امروزه اگر حرکتی در شهری بخواهد صورت بگیرد این رفتارها هستندکه مهر تائیدبرآن می زنند.تمام متخصصان درامور شهری روانشناسان جامعه شناسان برنامه ریزان حقوق دانان جمله گی براین موضوع توافق دارندکه بایدبارفتار ها وخواسته بسته به فرهنگ وهنجارها اجتماعی قالب حرکت کرد.
[ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 18:50 ] [ امید ]
تعدد مدیریت شهری در قوانین(اداری شهر)جمهوری اسلامی ایران را یکی ازعمده ترین دلایل نا کارآمدبودن شهرها در امر توسعه می باشد.

بنده بعنوان یک متخصص در امر شهر نگاه دوباره وباز بینی مجددبه قوانین شهری را به تمام اشخاصی که درامر طرح ریزی وقانون گزاری اشتغال دارند پیشنهاد می کنم.مدیر وبلاگ

[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 17:17 ] [ امید ]
 مطالعات روانشناسی و جامعه شناختی بارها نشان داده که بسیاری از رفتارهای اجتماعی عامه مردم، تابعی از جو و جریان غالب در اجتماع است. از همین رو ملاحظه بی مبالاتی تعدادی قابل ملاحظه از شهروندان در رعایت نظافت شهر محل سکونت خود، می تواند ناشی از نوعی تقلید خواسته و ناخواسته از محیط پیرامونی شان باشد. در شهری که مدیریت خدمات شهری آن، به هر دلیلی عزمی موثر برای نظافت شهری ندارد و شهروندان مناطق وسیعی از شهر، از تلنبار شدن زباله در معابر طی ساعت های متمادی، جوی های مملو از زباله و حتی عدم اختصاص سطل های زباله عمومی به قدر ظرفیت و جمعیت محلات، تجربه های عینی ناخوشایندی دارند، نمی توان به تمامی انتظار پاکیزه نگاه داشتن شهر داشت. در کنار این، بی توجهی فزاینده به آموزش فرهنگ شهرنشینی توسط دستگاه های ذیربط را هم باید به چرخه معیوب شهرنشینی در بندرعباس اضافه کرد. آبان ماه سال گذشته حدود صد تن از شهروندان و دوستداران بندرعباس طی نامه ای سرگشاده به شهردار محترم بندرعباس(*)، نکاتی را در این باره متذکر شدند که هر چند با واکنش مثبت شهرداری در مقام کلام مواجه شد، اما هشت ماه پس از نگارش آن نامه، در مقام عمل، تغییری به خصوص در مقوله مدیریت جمع آوری پسماندهای شهری و آموزش فرهنگ شهرنشینی به چشم نیامده است.
[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 15:59 ] [ امید ]

رده‌بندي 35 شهر دنيا با معيار رفتار اجتماعي

تحقيق بي‌سابقه توسط نشريه معتبر «ريدرزدايجست»


در هر شهر 60 آزمون رفتاري با سه موضوع «رفتار فروشنده با مشتري»، «رفتار شهروند با شهروند در مواقع حساس» و «احترام شهروند به شهروند در حالت طبيعي» انجام شده است
نيلوفر قديري
تحقيقات ميداني 100 خبرنگار از نشريه شهري آمريكايي ريدرز دايجست درباره سطح اجتماعي مردم 35 كشور مطرح جهان، جديدترين رده‌بندي كشوري با موضوع «شهرهاي مودب و شهرهاي بي‌ادب» را رقم زد.


در اين تحقيق كه 6ماه به طول انجاميد طبقات مختلف جامعه در برابر سه آزمون رفتاري مورد سنجش قرار گرفتند تا وضعيت اجتماعي شهرهاي معروف دنيا در مقايسه با رشد صنعتي و اقتصادي كه هر كدام از آنها طي چند سال گذشته به آن دست پيدا كرده‌اند، مشخص شود.
در سال‌هاي اخير شهرهاي جهان از جنبه‌هاي مختلف رده‌بندي شده بودند. بزرگ‌ترين، پرجمعيت‌ترين، آلوده‌ترين، گران‌ترين و پرتراكم‌ترين. اما به تازگي رده‌بندي جالبي از چند شهر جهان صورت گرفته است كه به شهرها براساس سنجش ميزان تعهد شهروندان به مسووليت اجتماعي در قبال يكديگر، مقام داده است.در اين رده‌بندي علاوه‌بر اينكه شهرهاي مورد سنجش، از رتبه 1 تا 35 رده‌بندي شده‌اند نمره‌اي كه تيم تحقيقاتي براساس آزمون رفتاري به مجموعه شهروندان يك شهر داده نيز اعلام شده است.نمرات از مبناي 100 محاسبه شده است.«در يك صبح سرد زمستاني، زني با عجله وارد يكي از كافي‌شاپ‌هاي شلوغ شهر نيويورك مي‌شود. درست در مقابل او مردي قصد خروج از كافي‌شاپ را دارد كه پرونده پر از مدارك در دستش به زمين مي‌افتد. زن مكثي مي‌كند و بعد خم مي‌شود تا كاغذهاي ريخته شده به زمين را براي مرد جمع كند.چند پلاك آن طرف‌تر، مردي ديگر وارد مغازه‌اي ديگر مي‌شود، اما فراموش نمي‌كند كه در مغازه را براي نفر پشت سرش نگه دارد. فروشنده‌اي در يك مغازه شلوغ از مشتري كه به تازگي خريد كرده، تشكر مي‌كند و با خنده‌اي به لب مي‌گويد: «اميدوارم از خريدتان راضي باشيد و روز خوبي هم داشته باشيد. اين جمله را چنان به زبان مي‌آورد كه هركس با شنيدن آن باور مي‌كند كه او از ته دل آن را گفته است.»اينها تعارفات معمول در شهري است كه گفته مي‌شود به خاطر همين تعارفات مودبانه، مشهور شده است، شهر نيويورك.
يك نويسنده آمريكايي به نام لين‌تراس در كتابي به نام «با دستتان حرف بزنيد». نوشته است، نسل تعارفات معمولي چون گفتن ببخشيد، رفته‌رفته در جهان در حال انقراض است. كتاب اين نويسنده اكنون در سطح جهان به فروش خوبي رسيده است. اين به آن معني است كه بسياري در سراسر دنيا اكنون با نظر اين نويسنده موافق هستند. يك نظرسنجي كه به تازگي در آمريكا انجام شده نشان مي‌دهد، به اعتقاد 70درصد از مردم اين كشور، مردم امروزه بي‌ادب‌تر از 20 سال پيش شده‌اند.
اين كتاب و نتايج همين نظرسنجي باعث شد تا نشريه آمريكايي ريدرز دايجست به تحقيقي گسترده در اين‌باره دست بزند. اين نشريه پرتيراژ آمريكايي چندي پيش با شروع اين تحقيق، خبرنگاران خود را به شهرهاي بزرگ در 35كشور دنيا فرستاد. اين خبرنگاران بايد با پرسه در شهر ميزان رعايت ادب و تعارفات معمول شهروندان را مي‌سنجيدند و در نهايت فهرستي از مودب‌ترين و بي‌ادب‌ترين شهرهاي جهان تهيه مي‌شد. البته معيار انتخاب اين شهرها، مكان‌هايي بود كه اين نشريه در آنها چاپ و منتشر مي‌شود، از اوكلند در نيوزيلند تا زاگرب در كرواسي.
نيويورك از شهرهاي انتخاب شده در آمريكا بود كه در فهرست نخست مودب‌ترين شهرهاي جهان جاي گرفت. شيوه كار در همه اين شهرها يكسان بوده است. دو خبرنگار، يكي زن و ديگري مرد، در شهر مي‌گشتند و بيشتر در محله‌هايي كه فرهنگ مردم كوچه و خيابان آن شهر در آن جاري است و مغازه و خرده‌فروشي بيشتري دارد، به كندوكار رفتار و فرهنگ مردم مي‌پرداختند. در اين تحقيق سه آزمون هم گنجانده شده بود. يك آزمون به اين معنا كه آيا كسي در را براي آنها هنگام ورود به مغازه يا مكان‌هاي ديگر نگه مي‌دارد. ديگري آزمون افتادن وسايل و كاغذها بود كه ببينند آيا كسي به آنها در جمع‌آوري كاغذها و مدارك پخش شده كمك مي‌كند. آزمون سوم آزمون انجام خدمات است كه در آن منتظر مي‌شوند، ببينند فروشندگان مغازه‌ها و فروشگاه‌هاي بزرگ از مشتري به خاطر انجام خريدش تشكر مي‌كنند يا نه. براي هر كدام از اين موارد 20بار در نقاط مختلف آزمون گرفته مي‌شود. در اين آزمون‌هاي مختلف كه تعدادشان به اين ترتيب به 60مورد مي‌رسد، افراد از طبقه‌هاي مختلف جامعه مورد سنجش قرار مي‌گيرند، زنان و مردان، افراد نژادهاي مختلف، حرفه‌هاي مختلف و افراد با سطوح درآمدي مختلف شركت داده مي‌شوند. در شهر نيويورك همه اين افراد و اعضاي مختلف جامعه در اين آزمون‌ها شركت داده شدند و در نهايت 90درصد آنها از اين 60آزمون با نمره قبولي خارج شدند.البته سطح قبولي اين افراد در آزمون‌هاي مختلف متفاوت بود. مثلا در حالي‌كه 90درصد مردم از آزمون عبور از در با نمره قبولي خارج شدند. ميزان قبولي در آزمون كمك به جمع‌آوري مدارك و كاغذهاي پخش شده روي زمين تنها 55درصد بود. آيا اين به آن معني است كه مردم ديگر نمي‌خواهند وقت يا انرژي براي كمك به ديگران بگذارند؟ خبرنگاران انجام دهنده اين تحقيق به اين نتيجه رسيده‌اند كه البته هميشه هم اين‌طور نيست. مثلا يكي از شركت‌كنندگان در آزمون زن حامله‌اي بود كه نمي‌توانست خم شود و به خبرنگاري كه مدارك و كاغذهايش روي زمين پخش شده بود كمك كند. شركت‌كننده ديگر زني بود كه دو قهوه و كيف‌دستي و كتش را به سختي در دستانش حفظ مي‌كرد و ديگر نمي‌توانست خم شود و به نفر ديگري كمك كند.از آزمون خدمت‌رساني كه به تعارفات فروشندگان مغازه‌ها و فروشگاه‌ها مربوط مي‌شد، از 20فروشنده شهر نيويورك، 19نفر قبول شدند. خبرنگارها بعدها دريافتند كه بسياري از فروشگاه‌هاي بزرگ شهر نيويورك براي استخدام كارمند و فروشنده، چنين آزموني را برگزار مي‌كنند و با همين معيار كارمندان خود را انتخاب مي‌كنند. به اين ترتيب آنها در بالا رفتن سطح فرهنگ شهرشان نقش عمده‌اي دارند.
از نظر تركيب جنسيتي، مردان بيشتر از زنان در آزمون كمك كردن قبول شده‌اند. هنگام پخش شدن مدارك و كاغذها، 63درصد از مردان به كمك آمده‌اند، در حالي‌كه ميزان كمك زنان تنها 47درصد بوده است. البته ميزان كمك‌رساني در ميان مردان به صورت كاملا گزينشي انجام شده به طوري‌كه آنها بيشتر به خانم‌هايي كه به دردسر افتاده‌اند كمك كرده‌اند و در مقابل آقاياني كه به دردسر افتاده‌اند يا قصد عبور از در را دارند، به اين اندازه محبت‌آميز رفتار نكرده‌اند. در مقابل، اما خانم‌ها هم به آقايان كمك كرده‌اند و هم به خانم‌ها.مسوولان انجام اين تحقيق بعد از انتشار نتايج آن تاكيد كرده‌اند كه مي‌دانند اين يك تحقيق علمي نيست. اما مي‌تواند تحقيق ميداني خوبي براي سنجش رفتار مردم جوامع مختلف باشد.



[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 15:42 ] [ امید ]

برنامه ريزي شهري

به طور کلي از زمانيکه بشر براي شناسايي محيط اطراف و تسهيل در امر زندگي و رفع مشکلات و نيازهاي خود به تکاپو پرداخت در حقيقت دست به يک نوع برنامه ريزي زد . در حال حاضر نيز با توجه به وجود جمعيت رو به افزايش امروزي استفاده از منابع طبيعي و به کار گيري امکانات اقتصادي فيزيکي و اجتماعي به منظور رفاه و ارتقاء سطح زندگي بشري ،نياز به برنامه ريزي از جمله ضرورتهايي است که مي توان به وسيله آن دردستيابي به هدفها به موقعيتهاي  مطلوبي نائل آمد . در صورتيکه بخواهيم تعريفي کلي از برنامه ريزي داشته باشيم مي بايستي برنامه ريزي راعبارت از کوششي در جهت انتخاب بهترين برنامه ها در جهت رسيدن به هدفهاي مشخص بدانيم که ممکن است اين کوششها و برنامه ها تا مرحله نهايي هدف نيز پيش نرود بلکه گامهايي در جهت رسيدن به آن باشد .

در رابطه با برنامه ريزي تقسيم بنديهاي مختلف صورت گرفته است برنامه ريزي را از نظر اجرا و سطوح برنامه ريزي مورد ارزيابي قرار ميدهيم .

برنامه ريزی از نظر مدت اجرا 

برنامه ريزي بلند مدت : دوره اجرايي آن بين 10 تا 20 سال و گاهي 25 سال است . علت نياز به آن معمولا ايجاد يک چارچوب کلي و آينده نگرانه در زمينه مورد توجه برنامه است 

برنامه ريزي ميان مدت : که معمولا مدت اجراي آن 3 تا 7 سال مي باشد و گاه مي تواند به ده سال برسد و آن اجراي برنامه هايي است که در قالب برنامه بلند مدت و با هدفهاي کلي آن به مرحله اجرا در مي آيد . در برنامه ميان مدت رئوس برنمامه هاي ميان مدت به ترتيبي است که ببينيم راههاي رسيدن به اين هدفها کدامند

برنامه ريزي کوتاه مدت : مدت اجراي آنها بين 1 تا 2 سال است . اين نوع برنامه ها با توجه به برنامه هاي ميان مدت معين ميشوند. معمولا هر اندازه مدت اجرا برنامهکوتاهتر باشد ، اجرا آن برنامه ها در رابطه با واقعيات ، قابليت اجراء بيشتر و بهتري دارند

سطوح برنامه ريزي

برنامه ريزي از نظر سطوح به 4 دسته اصلي تقسيم ميشود که عبارتند از :

 سطح ملي يا کشوري

 سطح کلان مناطق مرکب از يک يا چند استان

سطح خرد مناطق يا يک يا چند شهرستان

سطح محلي يا شهر

در سطح محلي شهرداريها براساس طرح پيشنهادي وزارت کشور به امر تهيه و مديريت اجرايي برنامه هاي محلي خواهند پرداخت

امروزه شهرها به صورت مجموعه اي واحد هستند که مانند انسان داراي خصايص و ويژگيهاي زندگي است . شهرها پيوسته در حال تغيير و تحول با خود کمبودها ، مسائل و مشکلات ، محدوديتها و نيازهايي را به همراه دارند رفع کمبودها و نيازها و حل کردن مسائل و مشکلات ، با برنامه ريزي دقيق و اصولي شروع ميشود . بنابراين با پرداختن به کمبودها ، نيازها و محدوديتها و با توجه به مسائل و مشکلات ، هدف اساسي برنامه ريزي امکان تعيين و تبيين يافته ، شهررا در مسير حرکت مشخص قرار خواهد داد. از اين رو در فرآيند توسعه شهر ، لزوم جايگاه برنامه ريزي بيش از پيش احساس ميشود

هدف اصلي برنامه ريزي شهري : عبارت است از محيطي راحت تر ، بهتر ، آسانتر و موثر تر براي شهر نشينان برنامه ريزي شهري مجموعه گسترده اي از فعاليتهاي نظام مند است که به منظور نيل به اهدافي براي آينده شهر در نظر گرفته مي شود

نکته مهمي که در برنامه ريزي شهر ها اهميت دارد مساله آينده نگري است زيرا زندگي شهرهابدون ساز و کار هاي انتظام و قابل اجرا دچار هرج و مرج و آشفتگي خواهد شد. بنابراين برنامه ريزي شهري تلاشي به منظور انجام اعمالي است که نتايج آنها نظارت برشهررا براي حفظ منافع شهروندان و بهبود محيط آنها در پي دارد

وجود معضلات شهري امروزه احساس نياز به برنامه ريزي را بيشتر ميکند ودر چارچوب اين تفکر ، ايجاد تعادل ، تناسب و هماهنگي در بخشهاي مختلف شهر امکان پذير ميباشد . بنابراين برنامه ريزي شهري ، شهر و حيات شهر را به عنوان يک ساز و کار پويا ، هدف دار و زنده ياري مي رساند و در اين شرايط است که مديريت شهري با وجود برنامه آينده نگرانه شهري در مسير مناسب حرکت ميکند و مي تواند پاسخگوي دگرگونيهاي آتي شهر و خواسته ها و نيازهاي شهروندان باشد . در صورتيکه چنين اعتقادي به صورت راسخ وجود داشته باشد ، ميتوان با صحت و دقت وضع موجود را شناخت ، نيازها را در نظر گرفت ، اولويتها را دید و چشم اندازها را نيز ترسيم کرد با عنايت به اين نکته بايد بدانيم که

***برنامه ريزي شهری هنر درست فکر کردن درباره شهر خود است***

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 1:39 ] [ امید ]
 

شهرها قسمتي از تمدن بشر به شمار مي آيند. دو كلمه«سيتي» يعني شهر و «سيويليزيشن» يعني تمدن، هر دو از لغت لاتين Civis به معني شخصي آمده است كه هم در وظايف و هم در امتيازات اجتماعي كه در آن زندگي مي كند، سهيم باشد. بنابراين وقتي انواع مختلفي از مردم، ياد گرفتند كه چطور دسته جمعي كار كرده يا مثلاً چطور دسته جمعي تفريح كنند، شهرهاي بزرگ پديد آمدند. اختلاف عمده بين شهر و شهرك و دهكده در مساحت آن هاست. معمولاً از لحاظ اندازه شهر از بقيه بزرگ تر است و تقريباً تمام شهرهاي كنوني در ابتدا به اندازه يك دهكده بوده اند.  دقيقاً كسي نمي داند كه اولين شهر دنيا چه موقع و به دست چه كسي به وجود آمد.

شايد مثلاً وقتي يك قبيله سرگردان از شكارچيان و غيره به دنبال جاي مناسبي مي گشته اند تا براي محل سكونت شان انتخابش كنند، اين رويداد تقريباً در شش هزار سال قبل از ميلاد يا احتمالاً زودتر از اين تاريخ انجام گرفته است. در سه هزار سال قبل از ميلاد بشر شهرهاي بزرگي ساخته و در آن ها زندگي مي كرده است. در يك دوران خيلي ابتدايي تاريخ، قبل از به وجود آمدن شهرها، بشر متوجه اين نكته شده كه اگر حيوانات را گرفته و آن ها را رام و اهلي كند؛ به اين ترتيب به روش آسان تري مي تواند غذاي خود را تأمين نمايد. چون در اين صورت ديگر لازم نبود كه هر وقت احساس گرسنگي مي كند مجبور شود براي شكار حيوانات روانه جنگل و غيره شود و هم چنين متوجه نكته ديگري نيز شد كه عبارت بود از اين كه اگر خودش ميوه و يا غله بكارد آسان تر مي تواند به اين خوراكي دسترسي داشته باشد. از اين رو، بشر شروع به زراعت و كشاورزي و پرورش حيوانات كرد. اما مردم اگر مي خواستند، دائماً از اين جا به آن جا كوچ كنند، پس تكليف زراعت و كشاورزي چه مي شد. چون براي امر زراعت لازم است كه انسان مدتي كافي، مثلاً تا رسيدن وقت خرمن، در يك جا اقامت كند. يا علاوه بر آن كوچ دادن گله هاي حيوانات از اين محل به محل ديگر كار آساني نبود. با اين دلايل قبيله هاي مختلف بشري، يك جاي معيني را براي سكونت دائمي خود انتخاب كرده و بدين ترتيب كم كم شهرها و دهكده ها پا به عرصه وجود گذاشتند. در حال حاضر از آن دهكده هاي اوليه ديگر آثاري به جا نمانده است. چون در آن موقع همه ي خانه ها از پوست يا چوب يا گل ساخته مي شده، و كم كم با گذشت زمان، بشر ياد گرفته كه چگونه آن ها را از مواد بادوام تري بسازد، بنابراين دهكده هاي ساده زراعتي اوليه كم كم توسعه و تغيير شكل يافته و جاي خود را به شهرك ها و شهرهاي بزرگ داده اند.

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 0:55 ] [ امید ]
شوشتَر از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. این شهر در دامنه کوه‌های زاگرس قرار دارد. لقب این شهر ار قدیم دارالمؤمنین (شهر مؤمنان) بوده است.

فهرست مندرجات

 طبیعت و جغرافیا

شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. جمعیت ان ۱۸۵۶۲۴هزار نفر است(سرشماری سال ۱۳۸۵) و پنجاه و هفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است و در استان خوزستان پس از کلانشهر اهواز و شهرهای دزفول و آبادان چهارمین شهر بزرگ استان از لحاظ جمعیت محسوب می‌شود. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه‌های پایانی کوههای زاگرس، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می‌دهد. میانگین ارتفاع شوشتر از سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوههای مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر است.


 تقسیمات کشوری

شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخش‌های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش‌های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شادروان به مرکزیت گوریه‌است. شوشتر از اطراف با شهرستان‌های اهواز، دزفول، گتوند، رامهرمز، مسجد سلیمان و شوش هم‌مرز می‌باشد.

 رودخانه‌ها

شوشتر به دلیل موقعیت ویژه‌ای که در جلگه خوزستان دارد مهد رودخانه‌های بزرگی چون کارون و دز است. رودخانه دز از غرب شوشتر عبور می‌کند و مرز شوشتر با شوش و دزفول را می‌سازد. اما رودخانه کارون پس از عبور از کوههای بختیاری، پس از سد گتوند وارد دشت عقیلی شده، سپس از تنگه‌ای که بین کوههای فدلک و کوشکک است به طور کامل در جلگه خوزستان جاری می‌شود. این رودخانه پس از عبور از این تنگه با تخته سنگ بزرگی که شوشتر بر آن بنا شده برخورد می‌کند و توسط بند میزان به دوشاخه گرگر و شطیط تقسیم می‌شود. شاخه گرگر- یا دودانگه یا مسرقان- کانالی است که دست کند انسان است و تاریخ کندن آن مشخص نیست اما متون تاریخی نشان می‌دهد که این رودخانه ابتدا به رود دیگری در رامهرمز ملحق می‌شده و به خلیج فارس می‌ریخته و در دوران کوروش هخامنشی آن را در منطقه بندقیر توسط سدی به رودخانه کارون باز می‌گردانند. شاخه شطیط یا چهاردانگه نیز که از سد معروف شادروان شاپوری عبور می‌کند در بالادست سد شادروان شاخه‌ای از آن جدا می‌شود که داریون -داریوش یا دارا- نام دارد. این سه شاخه رودخانه کارون شوشتر را همچون جزیره‌ای محصور نموده و در طول تاریخ دشتی وسیع به نام میاناب را آبیاری کرده‌اند. در نهایت هرسه شاخه -شطیط، گرگر و داریون- در منطقه بندقیر جنوب شهرستان شوشتر به یکدیگر ملحق می‌شوند و در همانجا رود دز نیز به کارون ملحق شده و کارون بزرگ را می‌سازند و به‌طرف اهواز حرکت می‌کند.

آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه «گرگر» کارون که از داخل شهر عبور می‌کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می‌دهد و بسیاری از تأسیسات آبرسانی قدیم همچون: آسیابها، کانالهای پل، سدبندها، بندها و آبشارها برای آن ساخته شده بوده که از عجایب روزگار به شمار می‌روند که به تازگی نیز به عنوان دهمین اثر ایران به ثبت جهانی رسیده‌اند و شاخه دیگر «چهاردانگه» است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام «بند قیر» مجدداً به هم پیوند می‌خورد.

منابع و معادن

شوشتر علاوه بر خاک آبرفتی دامنه زاگرس که بسیار حاصلخیز است دارای معادن گچ، آهک، سنگ ساختمانی، شن و ماسه است. جنگلهای بزرگی بصورت بیشه نیز در میان شاخه‌های مختلف رودخانه کارون وجود دارند. بر اساس آمار در سال ۷۴ جنگلها و مراتع شوشتر ۱۷۵هزار هکتار بوده‌است.

 آب و هوا

شهرستان شوشتر جزو شهرهای گرمسیری کشور است، که به سبب قرار گرفتن در منطقه خشک دارای تابستانهای طولانی و بشدت گرم و زمستانهای نسبتاً معتدل است. بالاترین درجه حرارت ثبت شده در شوشتر ۶۰درجه سانتیگراد و پایینترین آن ۶ درجه سانتیگراد زیر صفر است. متوسط بارندگی سالیانه در شوشتر ۳۲۲ میلیمتر محاسبه شده‌است.

وجه تسمیه

بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، شوشتر به معنی خوبتر است؛ و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش‌آب‌وهواتر و حاصلخیزتر از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند.

مستوفی در نزهت‌القلوب می‌نویسد: برخی اصل واژه شوشتر را «ششدر» احتمال دادند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:

بعضی دیگر آن را «شه‌شاتر» یعنی شهر شاه لقب داده‌اند. برخی از تاریخدانان بر این باورند که نام شوشتر از واژه شوشا یا سوسا یعنی مطبوع و دلپسند ماخوذ گردیده‌است.

در پایگاه میراث فرهنگی شوشتر وجه تسمیه‌های دیگری برای شوشتر آمده‌است:

  1. شوش به معنای کنارستان، و شوشتر به معنای آن سوی کنارستان
  2. زن یزدگرد، شوشین‌دخت نام داشت، که دو شهر شوشتر و شوش را بنا نهاد
  3. شوشتر از واژهٔ «شوشدر» گرفته شده، به معنای دروازهٔ شوش
  4. برخی پیوند واژهٔ شوشتر را با «تیشتر» (الاههٔ باران، ایزدبانوی آب‌آفرین) می‌دانند
  5. برخی بر این باورند که به دلیل این‌که یکی از طوایف «بنی عَجل» که «تستر» نام داشت این شهر را فتح نمود، این شهر به نام او موسوم گشت. یعنی شوشتر از گرفته شده از تشتر(تستر)است.

 پیشینه تاریخی

پیشینه تاریخی شوشتر را باید از دو منظر دید. تاریخچه سکونت در منطقه شوشتر و تاریخچه شهر شوشتر.

پروفسور گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی، غار پبده در شمال شرقی شهر شوشتر را نخستین سکونتگاه انسانی در ایران می‌داند و قدمت سکونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمین می‌زند. عیلام شناس معروف والترهینس در کتاب دنیای گمشده عیلام، احتمال داده‌است شوشتر امروز همان آدامدن عیلامی باشد. و ظاهراً هیدالو در جایگاه کنونی این شهر قرار داشته‌است(گیرشمن-ایران از آغاز تا اسلام)، که بعدها رو به ویرانی رفته و سپس به وسیله پادشاهان هخامنشی تجدید بنا گردیده‌است. نیز احتمال داده‌اند محل قدیمی تر و عیلامی شهر در جایگاهی که هماکنون دستوا نام دارد بوده باشد(محلات جنوبی شهر). باستان شناسان در سال ۸۳ با کاوش تل ابوچیزان شوشتر، به آثاری برخوردند که ردپای حکومتهای اولیه شوش را در هفت هزار سال پیش در شوشتر نشان داد.

تاریخچه شهرنشینی

ابن مقنع گوید: «اول شهری که پس از توفان نوح بنا نهادند، شوش و شوشتر بود.» [۲]

در باب قدمت شهر شوش برجهانیان هیچ شک نباشد. اما شوشتر... بسیاری گفته‌اند شوشتر را هوشنگ پیشدادی بساخت، هنگامی که وی از شوش به تفرج خارج گشت و به دشتی خوش آب و هوا با رودخانه‌ای پر آب و جنگلهای پردرخت رسید و به آن منطقه صفت افضل بر شوش نسبت داد: «شوش تر»، یعنی از شوش بهتر و دستور داد شهری به غایت زیبا و عظیم بنا کنند. ما با پذیرش قدمت شهر شوش ناچاریم با اندک سالی تفاوت قدمت شهرنشینی و تمدن در شوشتر را نیز باور داشته باشیم. در روزگاری که رسم زندگی بر کوچ نشینی بوده سنگ بنای شهری عظیم را بنا نهاده‌اند که پس از طی هزاره‌ها تا امروز آباد است. بسیاری از شهرها، با پیشرفت یک روستا به شهر تبدیل شده‌اند، اما سنگ بنای شوشتر از ابتدا شهر بوده‌است. متون تاریخی بسیاری از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا یا داریوش شوشتر حکایت می‌کنند که این آبادی شوشتر را در دوران هخامنشی اثبات می‌کند. از دوران اشکانیان نیز باستان شناسان اشیا و سفالهای بسیاری در محدوده شهر شوشتر کشف کرده‌اند. اما شوشتر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم ایران بوده و توجه حکومت را بسیار به خود معطوف کرده‌است. به گونه‌ای که قیصر روم را که شاپور اول ساسانی اسیر کرده بود به آبادی و عمران شوشتر می‌گمارد و بنا یا تجدید بنای سد شادروان را به وی می‌سپارد. در دوران ساسانیان تأسیسات آبی عظیم و پیچیده‌ای در شوشتر ساخته شده‌است که اکنون از مجموعه آنها به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه آبی دنیا یاد می‌کنند. سدها، پلها، آسیابها و کانالهای بسیاری از آن دوران در شوشتر به یادگار مانده‌است. با ورود اسلام، سال ۱۷ هجری در جنگ شوشتر مسلمانان پس از وقفه‌ای طولانی موفق به فتح شوشتر می‌شوند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر مسلمانان ابوموسی اشعری بود. در این جنگ براءبن مالک از صحابه پیامبر شهید گشت که در کنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است. هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند.

در دوران اسلامی شوشتر از نظر علمی، فرهنگی و معارف اسلامی به مرحله‌ای رسید که همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامی مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در آن دورانهای پر از کشمکش، در شورشهایی که بر علیه خلفای اموی و عباسی صورت می‌گرفت تا حمله مغولان و فتنه‌های مشعشع و غیره، خوزستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخیر خوزستان بود. در پایان قاجاریه با احداث راه آهن و عدم عبور آن از شوشتر و بی رونق گشتن کشتیرانی در کارون شمالی، شوشتر موقعیت بندری خود را از دست می‌دهد. متعاقب رکود اقتصادی در شوشتر، مرکزیت خوزستان به اهواز منتقل می‌گردد و با کشف نفت در خوزستان، توجه حکومت پهلوی معطوف به آبادان، مسجدسلیمان و اهواز می‌گردد و دیگر شهرهای خوزستان از روند توسعه باز می‌مانند و همواره در یک قرن گذشته نمودار توسعه شوشتر رو به منفی می‌رود. در دهه ۵۰ با ایجاد شرکت کشت و صنعت کارون (بزرگ‌ترین کارخانه تولید قند و شکر خاورمیانه) فصل جدیدی برای توسعه یافتن شوشتر آغاز می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در طول جنگ تحمیلی، شوشتر از حملات هوایی دشمن در امان نمی‌ماند. اما نسبت به شهرهایی چون دزفول و اهواز دارای امنیت بهتری بوده و همین امر باعث می‌شد تا بسیاری از هموطنان جنگ زده به شوشتر پناه بیاورند.

در سفرنامه‌های بسیاری از شوشتر یاد شده‌است و نام شوشتر نیز در طول تاریخ جهان گیر بوده‌است. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند. شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حیدرخانه یا کهواز" و "نعمت خانه یا موگیهی" تشکیل یافته که "حیدرخانه" مشتمل بر چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده است که هر محله را خانی اداره میکرده است . خوانین "حیدر خانه" سادات مرعشی بوده اند و خوانین "نعمت خانه" سادات کلانتر بوده اند که تا زمان سید باقر خان کلانتر علاوه بر ریاست بر محله "نعمت خانه" کلانتر شهر نیز بوده واز او بعنوان آخرین کلانتر شوشتر یاد می گردد .از معروفترین کلانترهای شوشتر سید فرج الله خان بوده که همراه برادر دیگرش سید نعمت الله مسئول اداره امنیت شهر بوده اند . اما معروفترین کلانتر شوشتر سید باقر خان کلانتر بوده که با قشون انگلیس و عمال آنها مبارزاتی خونین را رقم میزند اما سرانجام دستگیر شده و به همراه تعدادی از بستگان به هند تبعید میگردد . پس از دستگیری سید باقر خان کلانتر به توصیه عمال انگلیس، کنسول انگلیس دستور غارت و ظبط اموال سادات کلانتر را صادر کرده و از جمله فرمان تیر باران شانزده تن از سادات کلانتر را در قلعه سلاسل می دهد و خانه سید باقر خان که در آن زمان جزئ عمارات مجلل شهر بوده جایگاه کنسول گری انگلیس میگردد . در این میان برادر دیگر سید باقر خان کلانتر که سید عزیزالله خان نام داشته و جزه روحانیون بوده با لباس مبدل عشایری و تحمل مشقات بسیار خود را به تهران رسانید و به داد خواهی پرداخت . اگرچه در محیط آنروز تهران گوش کسی به چنین حرفهایی بدهکار نبود ولی سر انجام سید عزیزالله خان موفق شد که دولت وقت را وادار سازد با حکومت انگلیس مزاکره کرده و موافقت آنان را با رهایی سید باقر خان و بستگانش و استرداد اموال آنها جلب نماید . به این ترتیب سید باقر خان کلانتر پس از تحمل چهار سال تبعید به ایران برگشت اما بازگشت او به شوشتر سه سال بعد بود و او در این مدت در تهران ماند در همان هنگام شیخ خزعل در خوزستان با سید باقر خان بنای ناسازگاری گذاشته و به انحائ مختلف در صدد آزار و اذیت بر میاید . سید باقر خان به ناچار به رئیس الوزرای وقت "مستوفی الممالک"شکایت میبرد . مستوفی الممالک به سید باقر خان توصیه می کند که با شیخ خزعل از در سازش در آید . اما در همین حال وقایع سیر دیگری میپیماید و سردار سپه که پس از استعفای مستوفی الممالک دولت را قبضه نموده بود شیخ خزعل را از میان بر میدارد و در نهایت فرصتی برای سازش سید باقر خان کلانتر و شیخ خزعل باقی نمی ماند و سید باقر خان پس از این واقعه به آسودگی در شهر میزست و حتی در سالهای پایانی عمر رئیس انجمن شهر میگردد . مرحوم سید باقرخان کلانتر سخت پایبند سنن ملی و مذهبی بود . یک بار در مسافرتی به عتبات با اصرار به رعایت یک سنت مذهبی شیعه نزدیک بود کار را به جا های باریک بکشاند . عکسی که در حدود سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی از او بجا مانده او را با لباس بلند ایرانی و کلاه ماهوت بدون لبه نشان میدهد در حالیکه در آن هنگام استفاده از کلاه پهلوی لبه دار اجباری و پوشیدن لباس های سنتی ممنوع بوده است سید باقر خان کلانتر در سال ۱۳۵۳ هجری قمری در شوشتر در گذشت و جنازه اش را به نجف اشرف حمل نموده و در آنجا مدفون نمودند .

 جاذبه‌های گردشگری

شوشتر هم در دوران پیش از اسلام و هم پس از اسلام رونق فراوانی داشته‌است که آثار آن در مکانهای تاریخی و مذهبی شهر دیده می‌شود. این شهر همچون دزفول، معماری و بافت سنتی خاص خود را دارد. از مهم‌ترین دیدنی‌های این شهر مجموعه آبشارها و راههای آبی زیر زمینی شوشتر است. به علاوه در این شهر تعداد زیادی آرامگاه متبرکه، امامزاده وجود دارد که به همین علت شوشتر در بین اهالی منطقه با نام «شهرِ چهل پیر» نیز شناخته می‌شود.

 معماری

بافت سنتی معماری این شهر متراکم و فشرده‌است. کوچه‌های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ که همگی با گذر از «ساباط»ها یا سایه بان‌ها به میدانچه‌های اصلی شهر ختم می‌شوند، زیبایی کم نظیری دارند. ساباط‌ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه‌ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می‌آورده‌است. گذرگاه‌های باریک با پیچ و شکستگیهای مختلف علاوه بر آنکه راه‌حلی برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه‌ها و دهلیز و خانه‌ها بوده‌اند، محلات مختلف شهر را با پرداختی زیبا به دروازه‌ها و مدخلهای ورودی شهر مرتبط می‌ساخته‌اند. بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان «خوون چینی» بر سر در بناها، جلوه‌های خوشایندی را در معماری این منطقه ایجاد کرده‌است. به طور کلی، شکل و ترکیب شوشتر و دزفول تابع تناسب زمین، موقعیت صخره‌ها و پستی و بلندیهای خاک و جریان رودخانه هاست. به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی‌شود ایجاد کرده‌است. شوشتر به لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژه‌ای دارد.

 مکان‌های مذهبی

یکی از دیدنی‌های مذهبی این شهر، مسجد جامع شوشتر می‌باشد که از کتیبه‌های آن چنین استنباط می‌شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده‌است. این مسجد با ۵۴ ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبریها، کنده کاریها، و مناره‌ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده‌است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته‌هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه‌ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی‌ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می‌رود. قابل ذکر است او یکی از صحابه دلاور پیامبر بود که هنگام فتح شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد.

شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حیدرخانه یا کهواز" و "نعمت خانه یا موگیهی" تشکیل یافته که "حیدرخانه" مشتمل بر چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده است که هر محله را خانی اداره میکرده است . خوانین "حیدر خانه" سادات مرعشی بوده اند و خوانین "نعمت خانه" سادات کلانتر بوده اند که تا زمان سید باقر خان کلانتر علاوه بر ریاست بر محله "نعمت خانه" کلانتر شهر نیز بوده واز او بعنوان آخرین کلانتر شوشتر یاد می گردد .از معروفترین کلانترهای شوشتر سید فرج الله خان بوده که همراه برادر دیگرش سید نعمت الله مسئول اداره امنیت شهر بوده اند . اما معروفترین کلانتر شوشتر سید باقر خان کلانتر بوده که با قشون انگلیس و عمال آنها مبارزاتی خونین را رقم میزند اما سرانجام دستگیر شده و به همراه تعدادی از بستگان به هند تبعید میگردد . پس از دستگیری سید باقر خان کلانتر به توصیه عمال انگلیس، کنسول انگلیس دستور غارت و ظبط اموال سادات کلانتر را صادر کرده و از جمله فرمان تیر باران شانزده تن از سادات کلانتر را در قلعه سلاسل می دهد و خانه سید باقر خان که در آن زمان جزئ عمارات مجلل شهر بوده جایگاه کنسول گری انگلیس میگردد . در این میان برادر دیگر سید باقر خان کلانتر که سید عزیزالله خان نام داشته و جزه روحانیون بوده با لباس مبدل عشایری و تحمل مشقات بسیار خود را به تهران رسانید و به داد خواهی پرداخت . اگرچه در محیط آنروز تهران گوش کسی به چنین حرفهایی بدهکار نبود ولی سر انجام سید عزیزالله خان موفق شد که دولت وقت را وادار سازد با حکومت انگلیس مزاکره کرده و موافقت آنان را با رهایی سید باقر خان و بستگانش و استرداد اموال آنها جلب نماید . به این ترتیب سید باقر خان کلانتر پس از تحمل چهار سال تبعید به ایران برگشت اما بازگشت او به شوشتر سه سال بعد بود و او در این مدت در تهران ماند در همان هنگام شیخ خزعل در خوزستان با سید باقر خان بنای ناسازگاری گذاشته و به انحائ مختلف در صدد آزار و اذیت بر میاید . سید باقر خان به ناچار به رئیس الوزرای وقت "مستوفی الممالک"شکایت میبرد . مستوفی الممالک به سید باقر خان توصیه می کند که با شیخ خزعل از در سازش در آید . اما در همین حال وقایع سیر دیگری میپیماید و سردار سپه که پس از استعفای مستوفی الممالک دولت را قبضه نموده بود شیخ خزعل را از میان بر میدارد و در نهایت فرصتی برای سازش سید باقر خان کلانتر و شیخ خزعل باقی نمی ماند و سید باقر خان پس از این واقعه به آسودگی در شهر میزست و حتی در سالهای پایانی عمر رئیس انجمن شهر میگردد . مرحوم سید باقرخان کلانتر سخت پایبند سنن ملی و مذهبی بود . یک بار در مسافرتی به عتبات با اصرار به رعایت یک سنت مذهبی شیعه نزدیک بود کار را به جا های باریک بکشاند . عکسی که در حدود سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی از او بجا مانده او را با لباس بلند ایرانی و کلاه ماهوت بدون لبه نشان میدهد در حالیکه در آن هنگام استفاده از کلاه پهلوی لبه دار اجباری و پوشیدن لباس های سنتی ممنوع بوده است سید باقر خان کلانتر در سال ۱۳۵۳ هجری قمری در شوشتر در گذشت و جنازه اش را به نجف اشرف حمل نموده و در آنجا مدفون نمودند .


فهرست برخی از آرامگاه‌های شوشتر:

  • آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر
  • مقام صاحب الزمان شوشتر
  • مقام حضرت عباس شوشتر
  • مرقد علامه شیخ شوشتری
  • آرامگاه براءبن مالک انصاری
  • آرامگاه سید محمد بازار شوشتر
  • آرامگاه سید محمد ماهرو شوشتر
  • آرامگاه سید محمد گلابی شوشتر
  • آرامگاه شعیب نبی شوشتر

مکانهای دیدنی شوشتر

تاریخی:

دیدنیهای دیگر:

 افراد برجسته شوشتری

از شهر تاریخی و فرهنگی شوشتر علما، مجتهدین وشخصیتهای برجسته‌ای همچون قاضی نوراله شوشتری، شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته‌اند.

جستارهای وابسته

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 0:51 ] [ امید ]

شوشتر. تعریب آن تستر است.(از معجم البلدان). نام شهری است در خوزستان. (برهان). لقب آن دارالمومنین. (فرهنگ خطی).

تستر. ششتر. شهری است به خوزستان که از زمانهای دیرین پیش از اسلام با قناتهای متعدد خود وجود داشته است.

آن را در نامهای شهرهای ایران شوشتر و بلیناس بنام سسترا ضبط نموده است. در روایات ایرانی شهر شوشتر از شهرهای بسیار قدیمی معرفی شده است و عبدالله شوشتری در کتاب شوشتر به تفصیل از آن سخن رانده است. در داستانهای افسانه ای بنای این شهر را به هوشنگ نسبت داده اند که آن را بعد از بنای شهر شوش بنیاد نهاده است و گویند که نقشه بنای شوشتر شکل اسبی را ماند. در دوره اسلامی به روزگارعمربن خطاب شهر شوشتر بوسیله برابن مالک مورد تاخت و تاز قرار گرفت و براء در همانجا درگذشت. در عهد امویان این شهر قدیمی دژ و پناهگاه خوارج بود و شبیب الخارجی آنجا را مقر فرماندهی خود قرارداد و حجاج بن یوسف ثقفی پس از مرگ شبیب خارجی بر شهر شوشتر دست یافت و در دوره خلفای عباسی بود که بنیان نهادن قدیمی ترین مساجد این شهر آغاز گردید و در زمان المعتز این امر شروع گشت و در دوران المسترشد پایان یافت. در دوران بعد شهر شوشتر به تصرف تیموریان درآمد و تا سال 280 ه.ق. در تصرف ایشان بود و پس ازانقراض تیموریان به دست گروهی از شیعیان صفویه افتاد و مرکز تشیع گردید. والیان و حکام متعدد در این شهر حکومت کردند که یکی از آنان واخشتوخان را میتوان نام برد که تا پایان دوره صفویه اعقاب او در شوشتر حکومت میکردند. شوشتر در دوران قاجاریه در زیر فرمان محمدعلی میرزا پسر فتحعلیشاه قرار گرفت و جمعیت این شهر در آن هنگام به 54 هزار تن بالغ گشت. گویند که قبر دانیال در شوشتر کشف گردید آنگاه او را به شوش حمل کردند. در زمان حلاج یک آتشگاه درشهر شوشتر وجود داشته است. رجوع به دائرة المعارف اسلام و تستر شود.


 

شوشتر امروزه شهرستانی است در خوزستان واقع در مغرب مسجدسلیمان‚ در زاویه حادث بین کارون و آب گرگر در 46کیلومتری محلی که کارون وارد جلگه (میانآب) میشود و شامل بخشهای حومه ای و گتوند است. جمعیت حوزه شوشتر 33375 تن است(مربوط به آن سالها). در عهد عیلامیان شهر هیدالو ظاهرا در موضع شهر شوشتر کنونی بود و سپاهیان آسوربانیپال در دنباله فتوحات خود بدانجا رسیدند. قدیمترین آثاری که بدست آمده می رساند که شوشتر در زمان ساسانیان وجود داشته. درعهد قاجاریه شوشتر کرسی خوزستان محسوب میشده است. (از فرهنگ فارسی معین).


در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است: شهرستان شوشتر یکی ازشهرستانهای استان ششم کشور است و محدود است از طرف شمال به شهرستان دزفول‚ از خاور و جنوب به شهرستان اهواز‚. هوای این شهرستان مانند سایر شهرستانهای استان خوزستان گرم و درجه حرارت در تابستان در سایه 50 درجه وحداقل درجه حرارت در زمستان 5 درجه سانتیگراد و نسبت به شهرستانهای ساحلی (خرمشهر‚ آبادان) خشک تر است.

 در روزهای تابستان که هوای آن گرم میشود اهالی از سردابهائی که دارند استفاده می کنند. مهمترین رودخانه ای که در این شهرستان جریان دارد رود کارون است که از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و در شمال باختری این شهرستان به دو قسمت میشود: یک شعبه آن را که گرگر می گویند از شمال خاوری شهر از بند معروف به بند میزان گذشته و در داخل شهر تشکیل چندین آبشار را میدهد که مورد استفاده است. وشعبه دیگر که از شمال باختری شهر از سد معروف شادروان میگذرد و بطرف جنوب باختری جریان دارد. می گویند سد شادروان بدستور شاپور یکم و بدست قیصر دوم و رومیان که در آن زمان در اسارت ایران بودند ساخته شده و حدس میزنند که در ازمنه قدیم کلیه آب کارون در رشته شطیط جریان داشته و شعبه گرگر فقط به منظوراستفاده کشاورزی تهیه شده است. بند میزان توسط فتحعلیخان که یکی از سرداران صفویه بوده در سنه 6011 ه.ق. بازسازی گردیده ولی موفق به ساختمان آن نشد و نادرشاه افشار در مسافرت به خوزستان امر به تکمیل این داد و سد مزبور ساخته شد‚ ولی بعدا در نتیجه فشار آب و سیل خراب گردیده و سپس محمدعلی میرزا دولتشاه آن را تعمیر نمود‚ اما مجددا در نتیجه فشار شدید آب خراب شد. دو شعبه گرگر و شطیط در جنوب بند قیر به یکدیگر متصل و بسمت اهواز جاری میگردند.


سازمان اداری شهرستان شوشتر دارای سه بخش بنام مرکزی‚ گتوندو عقیلی است و از 138 قریه تشکیل شده و جمعیت شهرستان در حدود

65 هزار نفر است. مساحت تقریبی شهرستان 23500 کیلومتر مربع است. بخش مرکزی شهرستان شوشتر از 6 دهستان خیران‚ تیوند‚میانآب‚ کندزلو‚ سردارآباد و شاهولی تشکیل شده است. این بخش در بین بخشهای عقیلی و گتوند و شهرستان اهواز واقع و سکنه آن درحدود 81000 تن است.[مربوط به دهه های قبل] دو شعبه رودخانه کارون بنام گرگر و شطیط ازشمال به جنوب در این بخش جریان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

شهر شوشتر در850 هزار گزی تهران و 62هزار گزی شمال اهواز واقع است. شهر شوشتر یکی از شهرهای قدیمی کشور است و در روی تخته سنگهای کنار کارون بنا و بین دو شعبه از کارون بنام شطیط وگرگر (چهاردانگه و دودانگه) واقع شده است. هوای شهر گرم و درتابستان حداکثر حرارت در بعضی سالها نزدیک به 60 درجه است. شوشتر 61422 تن سکنه داشته است ولی امروز بیش از 51 هزار تنسکنه ندارد.‌‍[در دهه های قبل] این شهرستان بسیار قدیمی و دارای ابنیه و آثار و مسجد و امامزاده های متعدد است که معروفترین آنها بشرح زیر است:

1 - مسجد جامع شوشتر که در زمان خلفای عباسی بنا شده.

2 - قلعه سلاسل که امروز خرابه های آن مشاهده می شود.

3 - بند میزان که در شمال خاوری شهر واقع است و رود گرگر از آن عبور میکند.

4 - پل شاهپور که در شمال باختری شهر واقع است و امروزه خرابه های آن مشاهده میشود.

5 - در شهر شوشتر و اطراف آن قریب 40 امامزاده وجود دارد. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)

چندین حریر و حله که پوشید بر درخت

مانا که برزدند به قرقوب و شوشتر.

 

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 0:43 ] [ امید ]

شهر درگذر زمان

 

 

حدود 5 تا 7 هزار سال بیشتر از تاریخ شهر نمی گذرد. این چندین هزار سال در مقایسۀ کل تاریخ حیات بشر لحظه ای بیش نیست. اما همین لحظه کل دورانی است که ما آن را تمدن (civilization ) می نامیم.

تاریخ بشر تا حدود زیادی توصیف پیروزی شهرها و حیات شهری است بیشتر آنچه را که ما تاریخ باستان (Ancint History)  می گوییم. حماسه فتوحات و شکست های شهرهای بزرگ و مهم است.

 

شهر در حقیقت نقطۀ آغاز تاریخ نوین بشر است. سازمان اجتماعی به تعبیر امروز آن در شهر پایه گذاری شد. سیاست، مدیریت و اقتصاد مدرن همگام با شهر به دنیا آمد. بهداشت عمومی به شکلی که نسبتی نزدیک با بهداشت امروزی نوع بشر داشته باشد از شهر آغاز گردید.

 

برای یافتن منشاء پیدایش شهر ناچار هستیم که به تاریخ و آثار باستانی رجوع کنیم. اولین نوع اسکان در بین انسان ها سکونتگاه های موقت، مخفیگاه ها و یا غارها بوده است. انسان موجودی است که تنها به مسئلۀ بقا و ادامۀ حیات توجه ندارد. به طوری که حتی در اولین آثار سکونتگاه های موقتی انسان، یعنی غار، نقوشی ترسیم شده است که شاید نمایشگر اضطراب، وحشت، توجه به ابعاد ماوراءالطبیعه ، توجیه مرگ و بعضی از شعائر بوده است (مامفورد1984). در میان حرکت آزاد انسان در دورۀ کهنه سنگی اولین گروهی که اسکان یافتند مرده ها بودند، یعنی قبرستان اولین نوع سکونت انسان است و اغلب این قبرستان ها مبدل به اماکنی می­شوند که افراد در مهاجرت های فصلی به آن باز می گشتند تا با ارواح اجداد خود تماس برقرار کنند (همان،ص14-19). در بیشتر شهر­های باستانی در مصر، بین النهرین، روم و یونان قبرستان از جمله اماکن مهم بوده است.

 

اولین تجربه انسان از معماری به شکل طبیعی در غار پدید می آید و در همانجا تخیلات انسان نقش می بندد. اولین هسته شهر در مکان ملاقات قبایل و اقوام برای اجرای بعضی از مراسم و شعائر و یا بازگشت به همان قبرستان ها شکل می گیرد.

بر مبنای شواهد باستان شناسی، مامفورد اشاره می کند که اولین دهات توسط زنان ساخته شده است.

اولین شهر­های جهان بر مبنای نظر گوردون چیلد در بین­النهرین حدود 3000 سال قبل ازمیلاد مسیح پدید آمدند و شهرهایی را به وجود آوردند که بین 12000 تا 24000 نفر سکنه داشتند ( رایزمن 1970،ص1). بعضی از جامعه شناسان شهر مانند رایزمن اظهار می دارند که علت پدید آمدن شهر را نمی دانند و بعضی دیگر معتقدند که پیدایش شهر بخشی از تکامل اجتماعی بوده است که پس از اینکه انسان از مرحله اقتصاد معیشتی عبور می کند و کنترل محیط را بیشتر در اختیار می گیرد برای ساختن شهر آمادگی پیدا می کند، یعنی توانایی ساختن محیط اجتماعی پیچیده تری را به دست می آورد. در هر صورت برای پیدایش شهر، انسان باید از مرحله ابتدایی تنازع بقا عبور کند و وابستگی انسان به طبیعت به طور نسبی کمتر شده، وابستگی اجتماعی او بیشتر شود.

 

همانطور که قبلاًً ذکر شد اولین شهرهای جهان حدود 3500 سال قبل از میلاد مسیح در بین النهرین دره های حاصلخیز دجله و فرات به وجود می آیند. شهرهایی مانند (کیش)، (اور)، (لاگاش)، (بابل)، (آشور)، (سومر)، (نینوا). آنگاه در مصر باستان حدود 3100 سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی مانند (موهنجودارو) و (هاراپا) در کنار رودخانۀ سند  به وجود می آیند. در حدود 1500سال قبل از میلاد مسیح شهرهایی در کنار رود زرد ساخته می شوند. شهرهای یونان و روم جدیدتر هستند و به 300 تا 400 سال قبل از میلاد مسیح باز می گردند.

در نیم کره غربی در قارۀ آمریکا بین300سال قبل از میلاد مسیح تا 300 سال بعد از میلاد مسیح در تمدن ما شهرهایی به وجود می آیند که به دلایل نامعلوم از بین می روند (جسیت و فاوا 1969،ص 9-16، سوبرگ 1965، ص 38-39).

شهرهای قرون وسطی در اثر تغییراتی که در ساختار قدیمی اجتماعی پدید می آید، شکل می گیرند، یعنی اتحاد مجدد قلعه با سکونتگاه ها و فعالیت های خدماتی و صنعتی افراد آن و پیدایش بازار پس از رونق مجدد تجارت، بنابراین ساختار جدید شهر و نظام سیاسی – مدیریتی آن یکپارچگی و استقلال را به همراه دارد و در واقع بر مبنای نظر ماکس وبر این ویژگی سیاسی شهر است که آن را مبدل به مکانی خاص می سازد و حدود آن را به عنوان یک نظام اجتماعی مشخص می کند ( وبر1966) و ایدئولوژی تعلق به شهر را به وجود می آورد که تا امروز هم ادامه دارد.

 

در واقع هستۀ اصلی شهر امروز در قرون وسطی ریخته می شود. حرکت بطئی فئودالیسم قرون وسطایی به سوی نظام بورژوازی و صنعتی همپای خود شهرها و تغییر شکل آنها را به دنبال دارد. رشد بورژوازی در بطن فئودالیسم کم کم شهرها را از حالت اولیۀ قرون وسطایی خارج کرد و به شکل شهرهایی که بستر مناسبی برای رشد بورژوازی وصنعت باشند تغییر شکل داد. تزلزل در تمام اشکال اجتماعی – اقتصادی و سیاسی بعد از دوران فئودالیسم، مورفولوژی شهر را نیز تحت تاثیر قرار داد و کم­کم شهرهای تجاری و شهرهای صنعتی از درون نظام فئودالیته سر بر آوردند.

 

در جایی که شهرها در انحصار بورژوازی تجاری بودند ارزش های جدیدی بر مبنای اهمیت ثروت و سود شکل می گرفت و چون شهر از مناطق روستایی جدا بود، بقای شهر متکی بر توانایی تولیدات صنعتی بود. می توان تکامل شهر را بر مبنای رابطه میان بورژوازی یا گروه تجاری اشراف و سلطنت در کشورهای مختلف تبیین کرد. برای مثال توسعه نیافتگی شهرهای تجاری اسپانیا در مقایسه با ایتالیا یا آلمان در طول قرن شانزدهم و هفدهم تحت تأثیر نقش این شهرها به عنوان واسطه میان سلطنت و تجارت با آمریکا قرار دارد. در حالی که در ایتالیا و آلمان، شهرها، بسیار مستقل بودند و وابستگی آنها به اشراف و پادشاه موقتی بود. شهرها، قبل ازصنعتی شدن­، یک نظام اجتماعی مستقل بودند که در اطراف فعالیت های خاص عمدتاً غیر کشاورزی و صنعتی شکل گرفته بودند. تقسیم کار اجتماعی و تکنیکی شهری (درمقایسه با روستایی) در آنها مسلط بود و توسط طبقۀ خاصی به نام بورژوازی تجاری هدایت می شد (کستلز1998،ص14).

 

شهری شدن مدرن با انقلاب صنعتی شکل می­گیرد. در این دورۀ احداث کارخانه­ها در اطراف شهر، سیل مهاجرت روستائیان به شهرها را در پی دارد که الگوی جمعیتی شهرها را دچار تغییر و دگرگونی می کند. از طرف دیگر انقلاب صنعتی با تولید انبوه به مصرف کنندگانی نیاز دارد تا با خرید تولیداتش چرخ کارخانه همچنان در گردش باشد. تولید اجناس ماشینی و مشابه نوعی هم گونی مصرف در شهرها ایجاد می کند. این هم گونی مصرف باعث هم گونی مردم شهرها می شود. شیوۀ تولید صنعتی، نحوه زندگی فرد را تغییر می دهد و به این ترتیب شهر که موقعی تنها مرکز مبادلات یا مرکزیت سیاسی یا مدیریتی یا جایگاه فرهنگی و سکونتی بود تبدیل به مکانی جهت تولید، عرضه و مصرف تولیدات و فرآورده های کارخانجات می گردد.

 

به این ترتیب انقلاب صنعتی با شکوفایی تولید صنعتی ساخت شهرها را دگرگون می سازد و سازمان اجتماعی را تغییر می دهد. این تغییر در روابط درونی شهرها نیز بروز می کند.

صنعت که با استثمار انسان از انسان پا به عرصۀ حیات گذاشته بود با تولید انبوه خود، هر طبقه و قشری را لباس های هم­ شکل ماشینی را به تن می کند و به این ترتیب ویژگی پوشش و قیافه ظاهری پدیده ای به نام جامعۀ توده وار را به وجود می آورد. جامعۀ توده وار تحت تأثیر تبلیغ که در این شرایط شکل می گیرد تبدیل به جامعه ای هم شکل می گردد. در این جامعۀ هم شکل، انسان های از طبقات قرن هیجدهمی از بین می روند. در اثر تبلیغ، کالا بدل به افسانه ای مرموز می شود و به این ترتیب بت شدنcommodity fetishism  شکل می گیرد.

 

این روند صنعتی شدن و همشکل شدن و جامعۀ توده وار شهری، به دنبال خود بحران هویت و بیگانگی elination را به همراه می آورد که یکی از معضلاتی است که تا امروز نیز انسان شهری با آن دست به گریبان است.

جریان صنعتی شدن که نیروی اصلی و خلاق قرن نوزدهم بود، نامساعدترین محیط شهری­ را که بشر تاکنون دیده به وجود آورد، به طوری که حتی افراد مرفه هم از آن در امان نبودند، شهری شدن و صنعتی شدن رشدی همگام داشت. از یک طرف مهاجرت به شهر و از طرف دیگر افزایش مواد غذایی به ویژه به علت ورود آن از آمریکا و مستعمرات دیگر رشد جمعیت را به همراه آورد. تا قرن نوزدهم صنایع به شکل پراکنده و غیر متمرکز درکارگاه های    کوچک جای داشتند، بعد از آن بدترین شرایط کار در کارخانه­های متمرکزو بزرگ به وجود آمد. تحول نظام افزارمندی به تولید کارخانه­ای، افزایش ساعات کار را به همراه داشت. به طوری که در شهرهای قرن نوزدهم بین12تا14ساعت کار معمول بود. در فاصلۀ بین سال­های1820تا1900ویرانی و بی نظمی در درون شهرها شدیداً دیده می­شود.

 

در این سال­ها استثمار انسان­ها در نهایت است. استفاده از کار کودکان و زنان به دلیل کم بودن دستمزد آن­ها باعث میشود که کودکان در کارهای شاق و طاقت فرسا به کار گمارده شوند. دستمزد کم، عدم وجود امنیت شغلی، عدم وجود بیمه­ها و سازمان­های تأمینی و رفاهی و مشکلات دیگری از این قبیل کارگران آن دوره را تبدیل به ماشین­های زود مستهلک شونده­ای کرده بود که قدرت هیچ اعتراضی نداشتند زیرا لشکر بیکاران پشت در کارخانه­ها منتظر بود تا به محض اخراج کارگری به جای او مشغول شود.

شهر قرن نوزدهم در واقع همانند یک زاغۀ بزرگ بود. عناصر اصلی مجموعۀ شهری جدید کارخانه و راه آهن است و خود شهر به یک زاغۀ بزرگ مبدل می­شود. کارخانه هستۀ اصلی شهر را تشکیل می­داد و همۀ ابعاد شهر تحت­الشعاع آن قرار داشت.

در شهر صنعتی جدید اساسی­ترین خدمات شهری دیده نمی­شد. عصر صنعت و تولید انبوه تا اواخر قرن نوزده فکری برای بهبود وضع زندگی مردم نکرده بود. در آخر این قرن لوله­کشی آب، دستشویی، نورگازی و چراغ گاز، حمام، سیستم ذخیرۀ آب برای تمام شهر و سیستم فاضلاب پدید می­آید.

 

حومۀ شهرها بین1850تا1920ساخته می­شوند و پیدایش حومۀ شهر با رونق حرکت راه­آهن ارتباط نزدیک دارد . در مراحل بعدی با پیدایش ترنهای زیرزمینی و اتومبیل رونق خاصی پیدا می­کند. حرکت بخشی از خطوط حمل و نقل به زیر­زمین یعنی مترو از سال1905در اروپا آغاز میشود. و بالاخره مامفورد در کتاب ((بزرگراه و شهر)) به نقش مهم اتومبیل در شکل دادن به فضای شهری مفصلاً اشاره می­کند و اظهار می­دارد بزرگراه به جای اینکه در خدمت مردم شهر باشد برای صنعت اتومبیل­سازی و استفادۀ هر چه بیشتر آن در سطحی بسیار وسیع ساخته می­شود (مامفورد1964،ص244-256).

 

شهرهای صنعتی - توسعۀ مادر شهرهای مدرن:

     بلونفلد معتقد است که پیدایش پدیدۀ ما در شهر یک تحول جدید واساسی در تاریخ بشر است. در حالی که در آغاز صنعتی شدن مهاجرت­های شهری مرکزگرا هستند، پس از این مرحله چون هستۀ مرکزی شهر به حالت انفجاری در می­آید مهاجرت­های مرکزگریز آغاز می­شوند. بنابراین پیدایش ((مادر شهر)) با گسترش شهر به بیرون و پیدایش حومه نشینی همزمان واقع می­شود. ((مادر شهر)) اولیه بر مبنای نظر بلونفلد حوزه­ای از تمرکز500000­ نفر است که شعاع حرکت از درون به مرکز در حدود40 دقیقه با وسایل حمل و نقل سریع است.

 

    دلایل توسعه ((مادر شهرهای)) مدرن گوناگون هستند. بلونفلد در دهۀ1960 به رشد جمعیت، مهاجرت به شهرها، پیشرفت تکنولوژی، پیدایش حمل و نقل سریع، حرکت جمعیت به حومه­ها به علت نامساعد بودن شرایط محیطی در مرکز شهر و تبدیل مرکز شهر به محل کار اشاره می­کند.

 

در مادر شهر مشاغل تخصصی و تقسیم کار پیچیده است. قشر جدیدی در مادر شهر رشد می­کند که در بخش خدمات مشغول هستند و جمعیت قابل توجهی را تشکیل میدهند.

اجزاء ما در شهر عبارتند از:

 

- مجتمع اقتصادی مرکزی، متشکل از ادارات دولتی و موسسات خصوصی و بخش­های خدمات شهری است.

- مناطق مسکونی با وسایل و خدمات وابسته به آن.

- کارخانه­ها و تاسیسات صنعتی وابسته به آن.

- زمینها و فضاهای باز.

 

             (مادر شهر) یک پدیدۀ ساده نیست. مجموعه­ای ازعوامل نیروهای تولیدی، روابط اجتماعی جدیدی را پدید می­آورند که در قالب شیوۀ فرهنگی خاصی تجلی پیدا می­کند. پیوند میان فضا و تکنولوژی مهمترین رابطۀ میان مجموعۀ ساخت اجتماعی و این شکل شهری است.

 

کلان شهر (Megalopolis ):          

    اولین کلان شهر در آمریکا شکل گرفت. کلان شهر جدیدترین شکل سکونت شهری است که در قرن بیستم پدید می­آید و تمایز میان شهر و ده از بین میرود،بطوریکه ناچار هستیم نام جدیدی برای آن انتخاب کنیم و مفاهیم قدیمی را کنار بگذاریم. واژۀکلان   شهر را اولین بار گاتمن برای رجوع به تحولی جدید در شمال شرقی آمریکابه کار برد.هر شهر ی در این ناحیه به طور گسترده­ای در فضاهای اطراف خود پراکنده شده است و فراتر از هستۀ اولیۀ خود حرکت می­کند به طوری که حومۀ شهرها با هم تلاقی پیدامی­کنند و نمی­توان مشخص کرد که یک حومه یا یک شهراقماری، جزء کدام مادرشهراست.

 

    کلان شهر حاصل اتصال فضایی (البته نه لزوماً سیاسی) دو یا چند شهر در طول کریدورهای حمل و نقلی عمده میباشد. به موازات رشد شهر نشینی و تعدد و تکثیر شهرها در جهان، هر منطقه یا کشور، شهرهایی را ایجاد کرده است که میتوان آن را بر اساس اندازه، جمعیت و اقتصاد و سایر کارکردها رتبه بندی نمود. این شهرها بوسیلۀ سیستم حمل و نقل (ترابری) پیچیدۀ رو به رشد و شبکۀ ارتباطات به هم متصل شده­اند. در واقع این شبکه­های به هم متصل شده است که انگیزۀ اصلی تشکیل کلان شهر را ایجاد می­نماید.

 

Tokyo

توكيو، پرجمعيت ترين كلان شهر دنيا

 

تکنو - شهر:

با نزدیک شدن به قرن بیست و یکم، جهان با تجربۀ تکنولوژی در سطح بالا مواجه است.این تجربه همانقدرعمیق است که انقلاب صنعتی در قرن نوزده وضعیت شهر نشینی را دگرگون ساخت. تکنوشهرها، شهرهایی هستند تمیز، با جمعیتی مرفه، متشکل از برگزیدگان متخصص. در این شهرها اثری از زاغه­های مخروبه که پشت بلوارهای بزرگ یا مناطق مرفه، مخفی شده باشند دیده نمی­شود. منظور از تکنوشهر یک منطقۀ پیرامونی وسیع است که یک واحد اجتماعی – اقتصادی است. دارای بزرگراه­ها، مراکز خرید، پارک­های صنعتی، مجموعه­های اداری، بیمارستان، مدرسه و انواع مسکن است. ساکنین آن از نظر شغلی و خدمات به ما در شهر مرکزی وابسته نیستند و صنایع آن کارمندان و خدمات تخصصی خود را دارند. تکنولوژیک و علمی را تشکیل می­دهد.

 

بافت تکنوشهر از طریق بزرگراه­های عظیم و راه­های کمربندی مشخص می­شود که همۀ نقاط پیرامونی را بدون عبور از مرکز شهر به یکدیگر مربوط می­سازد.

سیلیکون ولیSilicon Vally  در کالیفرنیا، سوفیا آنتی پولیس Sophia-Antipolis در فرانسه و شهرهای پیشرفتۀ تکنولوژیک در ژاپن نمونه­هایی از تکنوشهرهای دنیای معاصر هستند.

 

 

[ دوشنبه دوازدهم مهر 1389 ] [ 0:35 ] [ امید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

امکانات وب
News place -->