شوشتر
بیایدشوشتر را بسازیم 
قالب وبلاگ

جایگاه کودک در فضای شهری -->

نویسنده: 
لیلا پهلوان زاده: کارشناس ارشد معماری، نارسیس سهرابی: کارشناس ارشد شهرسازی

 

«آموزش، استراحت، تفریح، بازی و فعالیت های خلاق، حق هر کودک است. باید شرایط مناسبی ایجاد کرد تا کودکان بتوانند محیط و طبیعت اطراف خود را بشناسند و برای حفظ محیط زیست خود تلاش کنند. کودکان حق دارند از هویت فرهنگی، زبان، ارزش-های ادبی، هنری و ملی کشور خود مراقبت کنند و آنها را پاس بدارند.»
جهت ساختن دنیایی بهتر برای کودکان، در سال ۱۹۸۹میلادی این پیمان نامه توسط نمایندگان کشورهای جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ‌تأیید و امضا شد و به  نام «کنوانسیون حقوق کودک» معرفی شد. در اول اسفند ماه ۱۳۷۲ شمسی نیز با تصویب مجلس شورای اسلامی، کشور ایران به این عهدنامه ملحق شد و بر اساس بند یک و دوی مادۀ ۳۱ آن، مسؤولان و مدیران شهری را ملزم به فراهم کردن امکانات لازم جهت فعالیت های تفریحی و بازی کودکان، خصوصاً در نزدیکی محل سکونت آنها کرد. اما متأسفانه امروزه در سیستم مدیریت شهری، ‌کمتر به این مسألۀ پراهمیت توجه می شود و کودکان به عنوان قشر کم توان جامعه در فضاها و مکان هایی آموزش می یابند یا به تفریح می پردازند که نه تنها مناسب نیست، بلکه در پاره ای موارد خطراتی را نیز در بر دارد. در صورتی که به یقین دستیابی به اهداف فوق، نیازمند مکان هایی مناسب و درخور نیازهای روحی و روانی کودکان است که این گونه موارد، هم جزییات طراحی مجموعه ها و هم مکان یابی آنها را شامل می شود و هر دو باید مد نظر قرار گیرند.
از دیرباز کودکان بسان اشیایی حساس و شکننده مورد توجه نویسندگان و شاعران بوده اند. در کتاب «پیامبر و دیوانه» دربارۀ‌ کودکان چنین آمده است: «شما می توانید مهر خود را به کودکان بدهید اما نه اندیشه های خود را، زیرا که آنها اندیشه های خود را دارند. شما می توانید تن آنها را در خانه نگه دارید اما نه روحشان را، زیرا که روح آنها در خانۀ فرداست که شما را به آن راهی نیست، حتی در خواب. شما می توانید بکوشید تا مانند آنها باشید، اما مکوشید تا آنها را مانند خود سازید...»
کودکان، استادان راهنمای فردایمان هستند. آنها در این دوران با ذهنی پاک و جذاب فرا می‌گیرند و برای همیشه به خاطر می‌سپارند، این دوران بهترین زمان برای آشنایی و آموختن است و این آموختن، مستلزم وجود یک فضای مناسب است، فضایی که درکوتاه ترین زمان، بیشترین مطالب را در اختیار کودک قرار دهد و او را از نزدیک با واقعیات دنیای امروز و گذشته آشنا سازد. تحقیقات وتجربیات ثابت کرده که اگر در این گونه فضاها، آموزش به کودکان توأم با تفریح و به شکل سرگرمی ارائه شود، میزان فراگیری بالاتر می رود و اگر این عمل همراه با رضایت باشد و اختیاری و دلخواه انجام شود، بیشترین موفقیت را به همراه دارد.

پیشینۀ ایجاد مراکز آموزشی ویژۀ کودکان در جهان و شهرهای بزرگ ایران
«از مطالعۀ متون بر می  آید که در گذشته ها، کودکان منزلت و جایگاه مستقلی نداشتند و تنها به عنوان افرادی بالغ در مقیاسی کوچکتر در نظر گرفته می شدند و مسائل مربوط به نیازهای کودک و تفاوت هایش با بزرگترها هنوز دور از ذهن بود. دوران کودکی آنها زمانی کوتاه را شامل می شد وبه مجرد دستیابی به کمترین توانایی های جسمانی به کارگماشته می شدند. در قرن شانزدهم آگاهی جدیدی نسبت به کودکان پدید آمد و توجه و علاقۀ بیشتری به نیازهای جسمانی، عاطفی و روانی کودکان نشان داده شد. نگرش های قرن هفدهم به ویژه در طبقات مرفه جامعه به شکوفایی هر چه بیشتر این تفکرهای نوین انجامید». روحانیون مذهبی، قانون مداران و دانشمندان به اهمیت آموزش در جایگزین کردن تفکرهای نوین و آموختن رفتار و ادب اجتماعی به جای رفتارهای غیراخلاقی پی بردند و تشکیلات شهری نیز در صدد ایجاد مراکز سازماندهی شده جهت نگهداری از کودکان برآمدند. با این حال مقوله های فرهنگ و تفریح آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نمی گرفت و به وجود آمدن نگرشی نو دربارۀ آنها ، ضروری بود.
این روند ادامه یافت تا در نیمۀ اول قرن نوزدهم (در سال ۱۸۳۷ میلادی)، اولین کودکستان در بلانکنبرگ Blankenberg آلمان توسط فریدریش فروبل Friedrich Froebel آلمانی تأسیس شد و به باغ کودکان معروف شد، که براساس فلسفۀ مذهبی و عرفانی وحدت انسان و طبیعت، انسان و خداوند و انسان و سایر افراد بشر استوار بود. باغ کودکان به شکل یک حرکت فرهنگی به تدریج توسعه یافت و به این ترتیب کودکستان های متعددی در نقاط مختلف آلمان تأسیس شد. موضوع باغ کودک در ابتدا از این عقیده ناشی شد که آموزشگاه کودکان همچون استعاره ای از باغ مد نظر بوده و کودکان، نهال ها و گیاهان نورس آن هستند. البته این عنوان یادآور مفاهیم دیگری نیز هست همچون آدم و حوا در باغ بهشت، و روح و سرشت پاک کودکان که گویی در بهشت اولیه به سر می برند.
اولین کسی که به بازی های پویای کودکان توجه کرد، متخصص تعلیم و تربیت اسکاتلندی، دیوید شاو David Shaw بود که اعتقاد داشت زمین بازی، بهشت است. فردریک فروبل نیز که هم عصر او بود و به گونه ای مبدع مفهوم باغ کودکان به شمار می آید، عقیده داشت باغ کودکان باید نمونۀ کوچکی از این دنیا باشد که جنبه های مثبت و گوناگون آن را منعکس کند.
در اواسط قرن نوزدهم، با سیل مهاجرت آلمانی ها به آمریکا، بسیاری از زنان آلمانی که دورۀ تربیت کودک را گذرانده بودند، به این کشور آمدند و به این ترتیب زمینه برای ایجاد اولین کودکستان آمریکایی در سال ۱۸۵۵ میلادی در شهر واترتاون Watertown ایالت ویسکانسین توسط خانم کارل شورتس Carl Schurz فراهم شد. با آغاز قرن بیستم، نوعی دگرگونی در آموزش کودکستانی آمریکا پدید آمد. طی سالهای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، به اصلاح آموزش کودکستانها پرداخته شد و در نهایت به ایجاد کودکستان های مدرن آمریکایی منجر شد که امروزه در بسیاری از مدارس به چشم می خورند. علاوه بر ایجاد مهد کودک ها و کودکستان ها، سایر فضاهای فرهنگی و تفریحی مختص کودکان یکی پس از دیگری طراحی و اجرا شد، از آن جمله می توان به پارک های فرهنگی – تفریحی، موزه ها، مراکز علمی و سایر مکان های خاص کودکان اشاره کرد. از جنبۀ تفریحی نیز می توان گفت: بازی کودکان در اوایل قرن بیستم امر مشخصی محسوب نمی شد و تعداد محدودی فضاهای باز طراحی شده وجود داشت که به دلیل روستانشین بودن جمعیت غالب، تجربۀ یادگیری کودکان، از طریق بازی و کسب مهارت های اجتماعی، طی تماس مستقیم و هر روزۀ کودک با خانواده و محیط طبیعی زندگی شان انجام می گرفت؛ مانند بالا رفتن از درخت، ‌بازی در برکه ها،‌ دویدن در کشتزارها و مزارع،‌ بازی با حیوانات ... البته در پاره ای از کشورها، در نیمۀ دوم قرن نوزدهم فضاهای خاص کودکان طراحی شد. به عنوان مثال، اولین زمین بازی برنامه ریزی و طراحی شده در آمریکا در حومۀ ُبستن Boston، در حدود سال ۱۸۶۲ میلادی ساخته شد. در این مکان اولین وسیلۀ بازی، لوله های گالوانیزۀ تک منظوره ای بود که جدا از یکدیگر و سایر بخش های پارک قرار داشت و تنها بخشی از نیازهای جسمی و حرکتی کودکان را پاسخگو بود، حتی با نیازهای رشدی و روحی کودکان نیز تناسب چندانی نداشت. علاوه بر این، استفاده از آن وابستگی مستقیمی به حضور والدین آنها داشت. سایر زمینهای تفریحی نیز تک منظوره بودند و غالباً به فعالیت های ورزشی و رقابتی نظیر فوتبال اختصاص داشتند. در منچستر نیز در سال ۱۹۱۱، زمین های بازی توسط گروه های داوطلب ساخته می شد. این گونه فضاها، ‌پس از مدتی به سرعت خود را با ضوابط مربوط به پارک های شهرداری منطبق کردند. در پارک های اولیۀ منچستر زمینهای بازی دختران و پسران از یکدیگر جدا بود که این امر نه به دلایل اخلاقی، بلکه به آن دلیل بود که تصور می شد در زمینهای بازی مختلط، پسران فرصت بازی را از دختران می گیرند.
در دهۀ ۱۹۲۰، پارک های عمومی توجه بیشتری به کودکان معطوف داشتند. در سالهای اولیۀ ۱۹۲۰، سورنسن Sorensen، طراح منظر دانمارکی متوجه شد که زمینهای بازی طراحی شده به وسیلۀ او مورد استقبال کودکان قرار نگرفته، در حالی که در ساختمانهای مجاور، کودکان بیشماری زندگی می کردند. او در سال ۱۹۳۱ پیشنهاد نوعی بازی با وسایل و مواد بی ارزش را می دهد. این ایده در سالهای دهۀ ۱۹۴۰ به نام «زمین بازی ماجراجویی Adventure Playground » تحقق یافت. واژۀ «زمین بازی با خرت و پرت» نیز توسط خانم آلن Allen مطرح شد. اولین زمین بازی ماجراجویی در کامبرول Comberwell لندن، در سال ۱۹۴۸ به وجود آمد. بعد از جنگ جهانی دوم، ‌نگرانی های مربوط به جرم جوانان و کمبود فضاهای مناسب برای بازی سالم، به تغییر نگرش در طرح زمینهای بازی و پدید آمدن نوعی زمین بازی به نام «‌زمین بازی خلاقانه Creative Playground»، منجر شد. شکل عمومی اینگونه زمینها منعطف با قدرت تخیل کودکان و ویژۀ آنها بود و بدین ترتیب به اشکالی چون قصر، قلعه و کشتی تغییر شکل می داد. به علاوه به طور هم زمان، امکان بازی و آموزش مهارت های اجتماعی را در کنار سایر کودکان فراهم می کرد. به تدریج شکلی از زمین بازی ارزش و اعتبار بیشتری کسب کرد که نه تنها برای تقویت جسمانی کودکان، بلکه جهت تقویت ذهن آنان نیز مؤثر بود و از این طریق به رشد و پرورش مهارت های اجتماعی، روحی و شناختی آنان می انجامید.
اما در ایران، تعلیم و آموزش به کودکان در گذشته غالباً در مکتب خانه هایی انجام می شد که تا زمان ساسانیان به اقشار خاصی از جامعه اختصاص داشت و معمولاً همراه با خشونت و عاری از مسائل عاطفی و در نظر گرفتن روحیات کودکان بود. این فضاهای آموزشی، معماری خاصی نداشت و معمولاً به اتاقی از خانۀ معلم محدود می‌ شد. به مرور و در پی تغییر نگرش نسبت به کودکان و همچنین تحول شیوه های زندگی اجتماعی، در جامعۀ ایرانی نیز ضرورت توجه به نیازهای خاص کودکان احساس شد. در این راستا در سال ۱۲۹۸ شمسی در تهران و بعضی شهرهای دیگر، میسیونرهای مذهبی و اقلیت ها، به تأسیس کودکستان هایی اقدام کردند که از آن جمله می توان به مهدکودک جلفای اصفهان اشاره کرد که تحت نظر کلیسای ارامنه اداره می شد.

 

مهدکودک جلفای اصفهان

 

مکتب خانه در صد و بیست سال پیش

(هولستر، 1389)

 

حدود یک قرن پیش نیز خانم الیس فرهانیان که دورۀ مربی گری را در روسیه گذرانده بود، تصمیم به تأسیس کودکستانی در تهران گرفت. اما اولین کودکستان ایران را جبار باغچه بان در سال ۱۳۰۳ شمسی در محلۀ صفی بازار تبریز به نام «باغچۀ اطفال» تأسیس کرد و تقریباً همزمان با او خانم قمر دولت آبادی در اصفهان به این امر پرداخت. از دیگر اقدامات انجام شده می توان به صدور نخستین امتیاز تأسیس کودکستان از طرف وزارت معارف، اوقاف و صنایع به نام خانم برسابه هوسپیان در تیرماه ۱۳۱۰ شمسی، اولین آیین نامۀ کودکستان ها در وزارت فرهنگ در سال ۱۳۳۴ شمسی و در پی انحلال آن، تفویض مسؤولیت به ادارۀ کل تعلیمات ابتدایی در سال ۱۳۴۰ شمسی، تأسیس «شورای کتاب کودک» در سال ۱۳۴۱ شمسی و راه اندازی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» در زمستان سال ۱۳۴۳ شمسی اشاره کرد.
کانون های پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تقویت قدرت خلاقه و پرورش فضایل اخلاقی کودکان را به منظور کمک به رشد فکری، ذوق واندیشۀ آنها، در گروه های سنی ۶ تا ۱۸ سال و از طریق فعالیت هایی متناسب با آن هدف، آغاز کرد و به عنوان اولین گام، به صورت همزمان، یک کتابخانه به عنوان کانون در پارک لالۀ تهران و یک کتابخانۀ مستقل در منطقۀ پادگان حر (باغشاه سابق) در انباری یک مدرسه تأسیس کرد. چهار سال بعد از شروع فعالیت مراکز کانون در تهران، یعنی در سال ۱۳۴۸، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در شهرهای بزرگی چون اصفهان نیز برای تأسیس کتابخانۀ کودک و نوجوان اولین گام های خود را در این شهر برداشت و کتابخانه های شمارۀ ۱ و ۲ را در خیابان های کاوه وکاشانی احداث کرد.
دربارۀ نحوۀ برخورد سایر کشورها با این مسأله نسبت به کشور ما می توان گفت در پی تغییر و تحول فضاهای شهری، پیشرفت تکنولوژی و پیدایش ماشین در آغاز قرن بیستم و همچنین افزایش نیازهای مردم به فضاهای تفریحی، پارک ها به عنوان مکان-های تفریح و گردشگاه های عمومی احداث شدند. در این دوره با توجه به نیازمندی هر گروه سنی به طراحی ویژۀ خود، آمایش فضاها برای قشر استفاده کننده از فضا مطرح شد. پیشرفت تکنولوژی نیز امکان ساخت فضاهای ویژه برای گروه های سنی مختلف را پدید آورد که می توان از شهرک های بازی ویژۀ کودکان و نوجوانان به عنوان نمونه ای از این فضاهای مطلوب و جذاب تفریحی در شهرهای بزرگ نام برد.
پارک فرهنگی کودکان قاهره در مصر (۱۹۹۰ میلادی)، موزۀ کودکان هوستون Houston در تگزاس (۱۹۸۰ میلادی)، مرکز فرهنگی – تفریحی لاویلت La Villette در پاریس (۱۹۸۲ میلادی)، مرکز علمی چگونگی عملکرد زمین (۱۹۰۰ میلادی)، محوطۀ بازی و موزۀ علوم کیدپاور Kidpower در نیویورک (۱۹۹۷ میلادی)، موزۀ کودکان هوماماتسوی Homamatso ژاپن و بسیاری موارد دیگر، نمونه هایی از فعالیت های انجام گرفته در این کشورها مختص کودکان هستند.
یکی از پربازدیدکننده ترین و مشهورترین پارک های موضوعی را می توان پارک دیزنی لند Disneyland Park نام برد که در سال ۱۹۵۵ در آناهایم Anaheim در سی کیلومتری جنوب شرقی لوس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا، در زمینی به مساحت ۷۳۰۰۰۰ مترمربع توسط کمپانی والت دیزنی احداث شد و تدریجاً در سال های بعد بخش های مختلفی به آن افزوده شد. این پارک که با ایدۀ Imagination طراحی شده، با حدود ۶۰۰ میلیون بازدیدکننده تاکنون، سرآمد همۀ پارک های موضوعی است و نمونه هایی از آن در کشورهای فرانسه، ژاپن و هنگ کنگ ساخته شده و برای سال ۲۰۱۴ نیز احداث آن در چین پیش بینی شده است.

 

پارک فرهنگی کودکان قاهره  (آبادی ۱۳۸۱، ص ۸) 
این پارک در محلۀ ابوالذهاب قاهره قرار دارد و در سال ۱۹۹۰ میلادی با معماری و طراحی ابراهیم عبدالحلیم
تکمیل شد. بنای مزبور در سال ۱۹۹۲ م. جایزۀ آقاخان را دریافت کرد. این مکان با پیروی از معماری پیچیدۀ عربی و استفاده از طرحهای هندسی با رنگهای روشن و گاهی قرمز مایل به زرد، شامل فضاهایی نظیر کتابخانه، سالن رایانه،‌ حیاط های تفریح،‌ قهوه خانه است.                                                                                                           

 

موزۀ کودکان هوستون (Architecture,1993)
این موزه در سال ۱۹۸۰ مکان یابی شد و در طول یک دهه پیشرفت های شایانی کرد. هر کدام از سرستونها با حرفی از کلمۀ کودکان children ساخته شده اند. فضای ورودی ساختمان نیز بسیار روح بخش و جالب است و چهار ستون بزرگ که حروف کلمۀ موزه museum با اندازۀ بزرگ بر بالای آنها به رنگ زرد نوشته شده، این ورودی ها را شاخص می کنند.
                                                                                                                                                   

مرکز علمی چگونگی عملکرد زمین (B.A.jilk,2001)

در اوایل ۱۹۰۰ میلادی با کندن سنگهای آهکی،‌ ساخت بنایی به مساحت حدوداً پنجاه میلیون فوت مربع به منظور آموزش چگونگی عملکرد زمین آغاز شد. با انجام عملیات خاکبردای، غارهای طبیعی این مرکز پدیدار شدند. زمینهای ناهموار این مجموعه در پنج اکوسیستم مختلف یعنی چمن،‌خاک، غار و جنگل طبقه بندی شدند که تمامی آنها توسط یک راهروی پر پیچ و خم به یکدیگر متصل می شدند. کودکان در این مرکز مانند دانشمندان به جمع آوری اطلاعات و مدارک و آزمایش و نتیجه گیری می پردازند.  


مرکز فرهنگی- تفریحی لاویلت (Asensio,1993)    
در سال ۱۹۷۹ میلادی برای اولین بار دو عملکرد فرهنگی و تفریحی به طور هم زمان و یکجا در پارک لاویلت پاریس مطرح شد. این مجموعۀ بسیار بزرگ سالانه پذیرای پنج میلیون کودک و نوجوان بوده و به عنوان بزرگترین و موفق ترین مجموعۀ پژوهشی- تفریحی در جهان مطرح است. این پارک شامل فضاهایی نظیر کارگاه، سالن ورزش، استخر، نمایشگاه، آزمایشگاه های علمی، سینمای سه بعدی، موزۀ علوم و صنعت است که به صورت ساختمانهایی مجزا در یک طرح پیوند یافته و به صورت یکپارچه قرار گرفته اند.


موزۀ کودکان هوماماتسو (Tsuru,1991)

این موزه به صورت یک مجموعۀ تفریحی-کاربردی در شهر هوماماتسوی ژاپن توسط میتسورو سندا Mitsuru senda طراحی شده و شامل یک ساختمان بزرگ مرکزی است که توسط راهی به سایر فضاهای درون سایت متصل می شود. نمای دیوارها از بتن و پوشش سقف از ورق آلومینیوم است. این ورقها به گونه ای هستند که با تابش اشعۀ خورشید بر آنها تصاویر متفاوتی از جمله انیمیشن ظاهر می شود که بسته به زاویۀ  دید، ساعات روز و فصول سال متغیرند و در روزهای ابری یا بارانی دیده نمی شوند. در نقاط مختلف سایت نیز فرهنگ ژاپن توسط نقال ها به کودکان آموزش داده می شود یا کارگاههایی وجود دارد که نحوۀ برداشت محصول برنج را به نمایش می گذارند.                                                                       
 

محوطۀ بازی کیدپاور (B.A.jilk,2001)
این پارک جهت افزایش جلوۀ داخلی موزۀ علمی نیویورک هال احداث شده و بازدیدکنندگان را تشویق می کند تا به جلوه های طبیعت توجه بیشتری کنند. در این ساختمان، علاوه بر جذابیت های نمایشی، کودکان می توانند گاهی با همراهی بزرگترها در این راهروی خروجی بازی کنند.                                                                                
                                                                        

 دیزنی لند

 

با وجود تغییر و تحولات بسیار در معماری و شهرسازی و گام های مؤثری که بیشتر کشورهای جهان در راستای حل این مسأله برداشته اند، در کشور ما آن طور که باید و شاید به این فضاها توجه نشده، تنها اقدامی که برای رفع نیازهای تفریحی کودکان انجام شده، ایجاد فضاهایی مجهز به الاکلنگ، تاب و سرسره یا زمین های خاکی درون محله هاست و از جنبۀ فرهنگی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و از همه تأسف برانگیزتر، خانه های نیمه ویران و تزیین شده با چند نقاشی دیواری، به عنوان مهدکودک است. در این مکان ها که به منظور پاسخگویی به احتیاجات و خواسته های کودکان، استفاده کنندگان اصلی معماری آنها ایجاد می شوند، باید اصول روان شناسی و زیبایی شناسی مد نظر قرار گیرند، اما غالباً فاقد این ویژگیها هستند. پارک آموزش ترافیک کودکان (واقع در پارک آبشار اصفهان، ۱۳۸۱)، خانۀ کودک و نوجوان (واقع در باغ نور اصفهان، ۱۳۷۴)، مجتمع فرهنگی-هنری (واقع در بوستان کودک- پل فلزی اصفهان، ۱۳۴۹) و کانون پرورش فکری کودکان باغ غدیر (پارک غدیراصفهان، ۱۳۷۲) از این دست فضاها هستند.
بدون شک، بازی بیشترین اثر را در بالندگی کودک دارد. «از راه بازی، شخصیت انسان شکل می گیرد و دنیای پیرامون خود را در ذهنش تصویر می کند. کودک در هنگام بازی می آموزد که فاصله ها را برآورد کند. درک زمانی خود را گسترش دهد وعلت ومعلول را دریابد. کودک بازی خود را آن قدر به آزمایش می گذارد تا بفهمد اگر چنین یا چنان کند چه می شود. بنابراین مهم است که کودک خود بتواند آزمایش کند». امروزه با نگاهي عميق به محله های مسكوني جديد در مي يابيم كه ديگر اين محله ها نيز جايگاه توقف، تأمل يا بازي كودكان نیستند، بلكه تبديل به مسيري پررفت و آمد شده اند كه امنيت كودكان در آن به خطر مي افتد در صورتي كه اين فضاها داراي اهميتي ويژه هستند؛ زيرا اولين مكاني هستند كه به كودكان امكان ارتباط مناسب با دنياي خارج را مي دهند و در سنين بالاتر واسطه ‌تماس آن ها با شهر خواهند شد. همچنين بزرگ ترين و مناسبت ترين زمينۀ برخورد با هم نوعان و همسالان و امكان بازشناسي شخصيتي در اين محيط براي او فراهم مي شود. در چنين فضايي كودكان براي نخستين بار پس از تجربۀ خانواده، عضويت مستقل يك اجتماع بزرگتر را پذيرا مي شوند.
بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه آموزش كودكان ، تنها در مدرسه و كلاس درس، پاسخگوي همۀ نيازهاي واقعي آنان نخواهد بود بلكه آن ها بايد به محيط پيرامون خود پا بگذارند، واقعيت ها را لمس كنند و تجربه ها را بشناسند. محله ها، كوچه ها ... چه مطلوب و چه نامطلوب، بهترين دانشگاه براي نشان دادن تجربه هاي زندگي و بهترين جايگاه براي آموزش و پرورش آن هاست. پس اگر تلاش كنيم اين دانشگاه محيط مناسبي براي آن ها باشد، به خطا نرفته ايم.
كريستوفر الكساندر نيز ، با اعتقاد به اين موضوع، ايده ی گشتالت را در طراحي شهري،  به شكل زير مطرح مي کند: «هنگامي كه چيزي ساخته مي شود، نمي توان آن را در انزوا ساخت، بلكه بايد جهان اطراف و درون آن را مجدداً شكل داد به طوري كه جهان در آن، مكاني همدست تر و كامل تر شود و چيزي كه ساخته مي شود، جايگاه خود را در شبكه طبيعت بيابد.»
اگر به بچه ها اجازه داده نشود كه در دنياي بزرگترها كنكاش كنند ، نمي توان از آن ها توقع داشت كه بزرگسالان خوبي شوند. اما متأسفانه امروزه شهرهاي مدرن بسيار خطرناک اند، طوري كه نمي توان به كودكان اجازه داد به شكل آزاد، در آن ها به فعاليت بپردازند. ما اعتقاد داريم كه به وسیلۀ توسعه دادن و گسترش دادن آن نقاط از شهر كه بچه هاي كوچک مي توانند به راحتي و به تنهايي در آن مشغول كنكاش، يادگيري و بازي شوند، مي توانيم اين مشكل را حل كنيم. پس با غني سازي محيط هاي آموزشي و فرهنگي ، مي توانيم راه هاي زيستن را به بچه ها آن طور كه بايد، بياموزيم چرا كه مي توان با صرف هزينۀ كم، همۀ كودكان را از اين نوع آموزش بهره مند ساخت.
 از سوي ديگر  بايد اين نكته را نيز مد نظر داشت كه ارضاي نيازهاي اساسي كودكان ، نقش بسيار مهمي در چگونگي شكل گيري و رشد شخصيت آنان دارد و بخش مهمي از ارضاي اين نيازها نيز از راه بازي صورت مي گيرد ، لذا فراهم بودن زمينه و فضاي مناسب براي بازي چه دردرون خانه و چه در بيرون از آن ، اهميتي فوق العاده اساسي داشته و  بيشترين اثر را در بالندگي كودک دارد.

از دیدگاه IPA: International Playground Association که نام فعلی آن «انجمن بین المللی حق بازی برای کودکان» است،‌ بازی ارتباط، بیان و ترکیب فکر و عمل است که احساس رضایت و خشنودی کودکان را به دنبال دارد. بازی به گونه ای ذاتی،‌ داوطلبانه و خودانگیخته است و منجر به رشد جسمی، ذهنی، حسی و اجتماعی کودکان می شود. کودکان در حین بازی کردن تجربیاتی کسب می کنند و ضمن لذت از آنها، ‌بدون اینکه به طور مستقیم درس داده شوند، فرآیند یادگیری صورت می پذیرد. در حقیقت آنچه برای بزرگسالان نوعی «ریخت و پاش» و بی نظمی در بازی کودکان است، برای کودک بخشی ضروری و حیاتی از مراحل بازی و مکمل رشد محسوب می شود. همان گونه که فرایدبرگ M.Paul Friedberg، طراح زمین بازی کودکان در کتاب خود نوشته است: «... جهان لابراتوار و آزمایشگاهی برای کودک است و کودک دانشمند و محقق آن.»
امروزه پارک ها، گردشگاه ها، اردوگاه های تفریحی، شهرک های بازی ... از جمله فضاهای عمومی اند که کودکان نیز می توانند از آنها استفاده کنند و به تفریح بپردازند. هرچند این فضاها یا زمین های بازی، در بسیاری ازموارد انتظارات مورد نظر آنان را تأمین نمی‌کنند و از این رو کودکان از اینگونه مکان ها استقبال نمی کنند و واکنش کاملاً مثبتی از خود نشان نمی دهند. باید به این نکته توجه داشت که هنگامی این مکان ها می توانند نیازهای جسمانی این گروه سنی را فراهم کنند که ویژۀ آنان طراحی شوند.

 

منابع: 

- پیمان نامۀ جهانی حقوق کودک ( بند ۳۱-۲۸) سال ۱۹۸۹، ویژۀ دهمین سالگرد تصویب پیمان نامۀ جهانی حقوق کودک
- انجمن حمايت از حقوق كودكان؛ ۱۳۷۶
- خلیل جبران، جبران، پیامبر و دیوانه، ترجمۀ نجف دریابندری، کارنامه، چاپ هفتم، ۱۳۸۰
- كهربايی، الهه ؛ ۱۳۷۹، خطر شباهت پيداكردن كودک به مربی (نگاهی به پيشينۀ آموزش پيش دبستانی در جهان و ايران)، لوح شمارۀ ۱۰، صص ۶۲ و ۶۳
- آلن، آیلین و بتی هارت، ۱۳۷۰؛ آموزش و پرورش در کودکستان، ترجمۀ محمد حسین نظری نژاد، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، صص ۴۰ و ۴۱
- بهروزفر، فریبرز، ۱۳۸۰؛ مبانی طراحی فضاهای باز نواحی مسکونی در تناسب با شرایط جسمانی و روانی کودکان، مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن، نشریۀ شمارۀ ک -۳۳۹
- پرچمی عراقی، مسعود (ترجمه و تدوین)،۱۳۸۱؛ پروژه های معماری معاصر کشورهای اسلامی (پارک فرهنگی کودکان)، مجلۀ آبادی، شمارۀ ۳۷، ص ۸۸-۸۱
- سیبه، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان درگذر زمان، نشریۀ داخلی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان اصفهان، ویژه نامۀ گردهمایی منطقه ای مدیران، کارشناسان و مسؤولان مراکز فرهنگی و هنری، ۱۳۸۲
- طرح بهسازی و نوسازی مرکز تاریخی شهراصفهان، محدودۀ درب زنجیر،۱۳۷۶؛ مهندسان مشاور ابرشار، اصفهان
- همایون، غلامعلی، ۱۳۴۸؛ اسناد مصور اروپاییان از ایران (از اوایل قرون وسطی تا اواخر قرن ۱۸)، دانشگاه تهران

 

Asensio, F (1993); Leisure and public architecture,Spain

Bruce A, Jilk (2001); Educational facilities, Australia: Images Publishing Group 
Houston Children’s Museum (April 1993); Architecture, No 56
Tsuru, Kyuku (1992); Elements and Total Concept of Urban Equipment Design, Japan
                                                                                         Graphic – sha editors

 

[ جمعه هجدهم مرداد 1392 ] [ 23:48 ] [ امید ]



اولین شهر ها


هنگامی که کشاورزان یاد گرفتند که آب زمینهای کشاورزی را از رودخانه تامین کنند موفق شدند محصولات بیشتری به دست بیاورند و برای دیگران نیز غذا تهیه کنند. بعضی از مردم توانستند اشیایی از قبیل ظروف گلی بسازند و بعد آنها را به فروش برسانند. صنعتگران و تجار در اجتماعات بزرگ که اولین شهر ها را تشکیل دادند ، در کنار یکدیگرجمع شدند اولین مردمی که در شهر ها زندگی می کردند ، سومریهای بین النهرین ، بودند در حدود سال 3500 قبل از میلاد، آنها با استفاده از خشت خام ، کار ساخت شهرهایی مانند اور و بابل را آغاز نمودند.

معبد شهر اوروک در بین النهرین

اهالی بیشتر شهرهای بین النهرین در این معابد
به عبادت می پرداختند
.



پادشاه همورابی (1750-1792 قبل از میلاد) که یک مدیر کارآمد و در عین حال یک سرباز جاه طلب است ، اولین حاکمی بود که سراسر بین النهرین را متحد نمود. او بابل را در قرن هیجدهم قبل از میلاد به صورت نیرومند ترین شهر خود در آورد مهم ترین و مشهورترین دستاورد او تدوین 282 قانون به نام قوانین همورابی بود این قوانین روی یک ستون سنگی کنده کاری شده ، نوشته شده است.این سنگ نوشته ، همچنین با تصویر پادشاهی که در مقابل شاماش ، خدای عدالت بین النهرین ، ایستاده است ، تزیین شده است.

قوانین بابل


هر چند که مجموعه قوانین در یک محل عمومی مثل عبادتگاهی که مردم در آن این قوانین را می خواندند؛ قرار داشت، اما اهمیت این قوانین بطور دقیق مشخص نیست . بعضی از قوانین بوسیله همورابی تدوین شدند، ولی برخی دیگر قوانین شناخته شده ای بودند که پیش از آن تاریخ وضع شده بودند و به پاره ای اصلاحات نیاز داشتند این قوانین به مشکلات مربوط به زندگی روز مره ، داد و ستد ، خانواده و مالکیت زمین، می پرداختند.
آنها همچنین توصیه هایی را در باب بسیاری از مسائل، از کلاه برداری و قتل و طلاق گرفته تا فرزند خواندگی و مهریه ازدواج، ارائه می دهند این قوانین حتی در مورد برخورد با برده های فراری و یا قطع غیر قانونی درختان خرما، نیز بحث می کنند.

جنایت و مجازات


هر یک از قوانین همورابی، کاملاْ روشن می باشد هر تخلف مجازات مشخص خود را دارد. این قوانین از همان اصلی ( اصل مقابله به مثل) تبعیت می کنند که قوانین معروف انجیل: چشم در مقابل چشم و دندان در مقابل دندان، بر پایه آن بنا شده است بعنوان مثال، مطابق یکی از این قوانین : اگر پسری پدر خود را مورد ضرب و شتم قرار دهد دست او باید قطع شود.

حدود 3100 ق.م- 3500 ق.م

اولین مناطق شهری در طول دوران اوروک تکامل پیدا می کنند.

حدود 3000 ق.م

مردم بین النهرین نوشتن روی لوحه های گلی را ابداع می کنند.

حدود 2700 ق.م

سیل ، بین النهرین را ویران می سازد.

2279-2334ق.م

سارگون، فرمانروای اکد، بر امپراتوری اکد که به دست خود وی تاسیس شده بود حکومت می کند.

2095-2112ق.م

پادشاهی به نام اورنامو، امپراتوری اور را بنیانگذاری می کند .

حدود 2000 ق.م

امپراتوری اور به دست آموریها «عموریان)، اقوام سامی ساکن سرزمین بین النهرین ، سقوط می کند.

حدود 1750-1792ق.م

همورابی، فرمانروای بابل ، بر سراسر بین النهرین حکومت می کند.

1595 ق.م

شهر بابل به دست هی تی ها ، از اقوام نواحی مرکزی ترکیه کنونی،سقوط می کند.

صندوقچه منقوش اور



ای صندوقچه که سطوح جانبی آن با تصاویر مجازی تزییین شده است در یک گور در شهر باستانی اور ، پیدا شد قدمت این اثر باستانی به 2300 تا 2700 سال پیش از میلاد، هنگامی که اور مهمترین دولت شهر در تمدن سومر محسوب می گردید، باز می گردد.

 


حقایق ثبت شده


اهالی بابلی، که در قرن هیجدهم قبل از میلاد در بین النهرین زندگی می کردند، اولین ستاره شناسان بودند. و دلیل آن این بود که خدای ماه برای آنها از اهمیت زیادی بر خورد دار بود این افراد یک تقویم درست کردند و خسوفهای ماه را پیش بینی کردند. این افراد، ریاضیدان نیز بودند و یک سیستم شمارش بر اساس عدد 60 ابداع کردند. به همین دلیل یک ساعت به 60 تقسیم می شود.


تعداد بازدید ها: 9746

[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 16:48 ] [ امید ]
امروزه اگر حرکتی در شهری بخواهد صورت بگیرد این رفتارها هستندکه مهر تائیدبرآن می زنند.تمام متخصصان درامور شهری روانشناسان جامعه شناسان برنامه ریزان حقوق دانان جمله گی براین موضوع توافق دارندکه بایدبارفتار ها وخواسته بسته به فرهنگ وهنجارها اجتماعی قالب حرکت کرد.
[ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 ] [ 18:50 ] [ امید ]
تعدد مدیریت شهری در قوانین(اداری شهر)جمهوری اسلامی ایران را یکی ازعمده ترین دلایل نا کارآمدبودن شهرها در امر توسعه می باشد.

بنده بعنوان یک متخصص در امر شهر نگاه دوباره وباز بینی مجددبه قوانین شهری را به تمام اشخاصی که درامر طرح ریزی وقانون گزاری اشتغال دارند پیشنهاد می کنم.مدیر وبلاگ

[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 17:17 ] [ امید ]
 مطالعات روانشناسی و جامعه شناختی بارها نشان داده که بسیاری از رفتارهای اجتماعی عامه مردم، تابعی از جو و جریان غالب در اجتماع است. از همین رو ملاحظه بی مبالاتی تعدادی قابل ملاحظه از شهروندان در رعایت نظافت شهر محل سکونت خود، می تواند ناشی از نوعی تقلید خواسته و ناخواسته از محیط پیرامونی شان باشد. در شهری که مدیریت خدمات شهری آن، به هر دلیلی عزمی موثر برای نظافت شهری ندارد و شهروندان مناطق وسیعی از شهر، از تلنبار شدن زباله در معابر طی ساعت های متمادی، جوی های مملو از زباله و حتی عدم اختصاص سطل های زباله عمومی به قدر ظرفیت و جمعیت محلات، تجربه های عینی ناخوشایندی دارند، نمی توان به تمامی انتظار پاکیزه نگاه داشتن شهر داشت. در کنار این، بی توجهی فزاینده به آموزش فرهنگ شهرنشینی توسط دستگاه های ذیربط را هم باید به چرخه معیوب شهرنشینی در بندرعباس اضافه کرد. آبان ماه سال گذشته حدود صد تن از شهروندان و دوستداران بندرعباس طی نامه ای سرگشاده به شهردار محترم بندرعباس(*)، نکاتی را در این باره متذکر شدند که هر چند با واکنش مثبت شهرداری در مقام کلام مواجه شد، اما هشت ماه پس از نگارش آن نامه، در مقام عمل، تغییری به خصوص در مقوله مدیریت جمع آوری پسماندهای شهری و آموزش فرهنگ شهرنشینی به چشم نیامده است.
[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 15:59 ] [ امید ]

رده‌بندي 35 شهر دنيا با معيار رفتار اجتماعي

تحقيق بي‌سابقه توسط نشريه معتبر «ريدرزدايجست»


در هر شهر 60 آزمون رفتاري با سه موضوع «رفتار فروشنده با مشتري»، «رفتار شهروند با شهروند در مواقع حساس» و «احترام شهروند به شهروند در حالت طبيعي» انجام شده است
نيلوفر قديري
تحقيقات ميداني 100 خبرنگار از نشريه شهري آمريكايي ريدرز دايجست درباره سطح اجتماعي مردم 35 كشور مطرح جهان، جديدترين رده‌بندي كشوري با موضوع «شهرهاي مودب و شهرهاي بي‌ادب» را رقم زد.


در اين تحقيق كه 6ماه به طول انجاميد طبقات مختلف جامعه در برابر سه آزمون رفتاري مورد سنجش قرار گرفتند تا وضعيت اجتماعي شهرهاي معروف دنيا در مقايسه با رشد صنعتي و اقتصادي كه هر كدام از آنها طي چند سال گذشته به آن دست پيدا كرده‌اند، مشخص شود.
در سال‌هاي اخير شهرهاي جهان از جنبه‌هاي مختلف رده‌بندي شده بودند. بزرگ‌ترين، پرجمعيت‌ترين، آلوده‌ترين، گران‌ترين و پرتراكم‌ترين. اما به تازگي رده‌بندي جالبي از چند شهر جهان صورت گرفته است كه به شهرها براساس سنجش ميزان تعهد شهروندان به مسووليت اجتماعي در قبال يكديگر، مقام داده است.در اين رده‌بندي علاوه‌بر اينكه شهرهاي مورد سنجش، از رتبه 1 تا 35 رده‌بندي شده‌اند نمره‌اي كه تيم تحقيقاتي براساس آزمون رفتاري به مجموعه شهروندان يك شهر داده نيز اعلام شده است.نمرات از مبناي 100 محاسبه شده است.«در يك صبح سرد زمستاني، زني با عجله وارد يكي از كافي‌شاپ‌هاي شلوغ شهر نيويورك مي‌شود. درست در مقابل او مردي قصد خروج از كافي‌شاپ را دارد كه پرونده پر از مدارك در دستش به زمين مي‌افتد. زن مكثي مي‌كند و بعد خم مي‌شود تا كاغذهاي ريخته شده به زمين را براي مرد جمع كند.چند پلاك آن طرف‌تر، مردي ديگر وارد مغازه‌اي ديگر مي‌شود، اما فراموش نمي‌كند كه در مغازه را براي نفر پشت سرش نگه دارد. فروشنده‌اي در يك مغازه شلوغ از مشتري كه به تازگي خريد كرده، تشكر مي‌كند و با خنده‌اي به لب مي‌گويد: «اميدوارم از خريدتان راضي باشيد و روز خوبي هم داشته باشيد. اين جمله را چنان به زبان مي‌آورد كه هركس با شنيدن آن باور مي‌كند كه او از ته دل آن را گفته است.»اينها تعارفات معمول در شهري است كه گفته مي‌شود به خاطر همين تعارفات مودبانه، مشهور شده است، شهر نيويورك.
يك نويسنده آمريكايي به نام لين‌تراس در كتابي به نام «با دستتان حرف بزنيد». نوشته است، نسل تعارفات معمولي چون گفتن ببخشيد، رفته‌رفته در جهان در حال انقراض است. كتاب اين نويسنده اكنون در سطح جهان به فروش خوبي رسيده است. اين به آن معني است كه بسياري در سراسر دنيا اكنون با نظر اين نويسنده موافق هستند. يك نظرسنجي كه به تازگي در آمريكا انجام شده نشان مي‌دهد، به اعتقاد 70درصد از مردم اين كشور، مردم امروزه بي‌ادب‌تر از 20 سال پيش شده‌اند.
اين كتاب و نتايج همين نظرسنجي باعث شد تا نشريه آمريكايي ريدرز دايجست به تحقيقي گسترده در اين‌باره دست بزند. اين نشريه پرتيراژ آمريكايي چندي پيش با شروع اين تحقيق، خبرنگاران خود را به شهرهاي بزرگ در 35كشور دنيا فرستاد. اين خبرنگاران بايد با پرسه در شهر ميزان رعايت ادب و تعارفات معمول شهروندان را مي‌سنجيدند و در نهايت فهرستي از مودب‌ترين و بي‌ادب‌ترين شهرهاي جهان تهيه مي‌شد. البته معيار انتخاب اين شهرها، مكان‌هايي بود كه اين نشريه در آنها چاپ و منتشر مي‌شود، از اوكلند در نيوزيلند تا زاگرب در كرواسي.
نيويورك از شهرهاي انتخاب شده در آمريكا بود كه در فهرست نخست مودب‌ترين شهرهاي جهان جاي گرفت. شيوه كار در همه اين شهرها يكسان بوده است. دو خبرنگار، يكي زن و ديگري مرد، در شهر مي‌گشتند و بيشتر در محله‌هايي كه فرهنگ مردم كوچه و خيابان آن شهر در آن جاري است و مغازه و خرده‌فروشي بيشتري دارد، به كندوكار رفتار و فرهنگ مردم مي‌پرداختند. در اين تحقيق سه آزمون هم گنجانده شده بود. يك آزمون به اين معنا كه آيا كسي در را براي آنها هنگام ورود به مغازه يا مكان‌هاي ديگر نگه مي‌دارد. ديگري آزمون افتادن وسايل و كاغذها بود كه ببينند آيا كسي به آنها در جمع‌آوري كاغذها و مدارك پخش شده كمك مي‌كند. آزمون سوم آزمون انجام خدمات است كه در آن منتظر مي‌شوند، ببينند فروشندگان مغازه‌ها و فروشگاه‌هاي بزرگ از مشتري به خاطر انجام خريدش تشكر مي‌كنند يا نه. براي هر كدام از اين موارد 20بار در نقاط مختلف آزمون گرفته مي‌شود. در اين آزمون‌هاي مختلف كه تعدادشان به اين ترتيب به 60مورد مي‌رسد، افراد از طبقه‌هاي مختلف جامعه مورد سنجش قرار مي‌گيرند، زنان و مردان، افراد نژادهاي مختلف، حرفه‌هاي مختلف و افراد با سطوح درآمدي مختلف شركت داده مي‌شوند. در شهر نيويورك همه اين افراد و اعضاي مختلف جامعه در اين آزمون‌ها شركت داده شدند و در نهايت 90درصد آنها از اين 60آزمون با نمره قبولي خارج شدند.البته سطح قبولي اين افراد در آزمون‌هاي مختلف متفاوت بود. مثلا در حالي‌كه 90درصد مردم از آزمون عبور از در با نمره قبولي خارج شدند. ميزان قبولي در آزمون كمك به جمع‌آوري مدارك و كاغذهاي پخش شده روي زمين تنها 55درصد بود. آيا اين به آن معني است كه مردم ديگر نمي‌خواهند وقت يا انرژي براي كمك به ديگران بگذارند؟ خبرنگاران انجام دهنده اين تحقيق به اين نتيجه رسيده‌اند كه البته هميشه هم اين‌طور نيست. مثلا يكي از شركت‌كنندگان در آزمون زن حامله‌اي بود كه نمي‌توانست خم شود و به خبرنگاري كه مدارك و كاغذهايش روي زمين پخش شده بود كمك كند. شركت‌كننده ديگر زني بود كه دو قهوه و كيف‌دستي و كتش را به سختي در دستانش حفظ مي‌كرد و ديگر نمي‌توانست خم شود و به نفر ديگري كمك كند.از آزمون خدمت‌رساني كه به تعارفات فروشندگان مغازه‌ها و فروشگاه‌ها مربوط مي‌شد، از 20فروشنده شهر نيويورك، 19نفر قبول شدند. خبرنگارها بعدها دريافتند كه بسياري از فروشگاه‌هاي بزرگ شهر نيويورك براي استخدام كارمند و فروشنده، چنين آزموني را برگزار مي‌كنند و با همين معيار كارمندان خود را انتخاب مي‌كنند. به اين ترتيب آنها در بالا رفتن سطح فرهنگ شهرشان نقش عمده‌اي دارند.
از نظر تركيب جنسيتي، مردان بيشتر از زنان در آزمون كمك كردن قبول شده‌اند. هنگام پخش شدن مدارك و كاغذها، 63درصد از مردان به كمك آمده‌اند، در حالي‌كه ميزان كمك زنان تنها 47درصد بوده است. البته ميزان كمك‌رساني در ميان مردان به صورت كاملا گزينشي انجام شده به طوري‌كه آنها بيشتر به خانم‌هايي كه به دردسر افتاده‌اند كمك كرده‌اند و در مقابل آقاياني كه به دردسر افتاده‌اند يا قصد عبور از در را دارند، به اين اندازه محبت‌آميز رفتار نكرده‌اند. در مقابل، اما خانم‌ها هم به آقايان كمك كرده‌اند و هم به خانم‌ها.مسوولان انجام اين تحقيق بعد از انتشار نتايج آن تاكيد كرده‌اند كه مي‌دانند اين يك تحقيق علمي نيست. اما مي‌تواند تحقيق ميداني خوبي براي سنجش رفتار مردم جوامع مختلف باشد.



[ پنجشنبه پانزدهم تیر 1391 ] [ 15:42 ] [ امید ]

برنامه ريزي شهري

به طور کلي از زمانيکه بشر براي شناسايي محيط اطراف و تسهيل در امر زندگي و رفع مشکلات و نيازهاي خود به تکاپو پرداخت در حقيقت دست به يک نوع برنامه ريزي زد . در حال حاضر نيز با توجه به وجود جمعيت رو به افزايش امروزي استفاده از منابع طبيعي و به کار گيري امکانات اقتصادي فيزيکي و اجتماعي به منظور رفاه و ارتقاء سطح زندگي بشري ،نياز به برنامه ريزي از جمله ضرورتهايي است که مي توان به وسيله آن دردستيابي به هدفها به موقعيتهاي  مطلوبي نائل آمد . در صورتيکه بخواهيم تعريفي کلي از برنامه ريزي داشته باشيم مي بايستي برنامه ريزي راعبارت از کوششي در جهت انتخاب بهترين برنامه ها در جهت رسيدن به هدفهاي مشخص بدانيم که ممکن است اين کوششها و برنامه ها تا مرحله نهايي هدف نيز پيش نرود بلکه گامهايي در جهت رسيدن به آن باشد .

در رابطه با برنامه ريزي تقسيم بنديهاي مختلف صورت گرفته است برنامه ريزي را از نظر اجرا و سطوح برنامه ريزي مورد ارزيابي قرار ميدهيم .

برنامه ريزی از نظر مدت اجرا 

برنامه ريزي بلند مدت : دوره اجرايي آن بين 10 تا 20 سال و گاهي 25 سال است . علت نياز به آن معمولا ايجاد يک چارچوب کلي و آينده نگرانه در زمينه مورد توجه برنامه است 

برنامه ريزي ميان مدت : که معمولا مدت اجراي آن 3 تا 7 سال مي باشد و گاه مي تواند به ده سال برسد و آن اجراي برنامه هايي است که در قالب برنامه بلند مدت و با هدفهاي کلي آن به مرحله اجرا در مي آيد . در برنامه ميان مدت رئوس برنمامه هاي ميان مدت به ترتيبي است که ببينيم راههاي رسيدن به اين هدفها کدامند

برنامه ريزي کوتاه مدت : مدت اجراي آنها بين 1 تا 2 سال است . اين نوع برنامه ها با توجه به برنامه هاي ميان مدت معين ميشوند. معمولا هر اندازه مدت اجرا برنامهکوتاهتر باشد ، اجرا آن برنامه ها در رابطه با واقعيات ، قابليت اجراء بيشتر و بهتري دارند

سطوح برنامه ريزي

برنامه ريزي از نظر سطوح به 4 دسته اصلي تقسيم ميشود که عبارتند از :

 سطح ملي يا کشوري

 سطح کلان مناطق مرکب از يک يا چند استان

سطح خرد مناطق يا يک يا چند شهرستان

سطح محلي يا شهر

در سطح محلي شهرداريها براساس طرح پيشنهادي وزارت کشور به امر تهيه و مديريت اجرايي برنامه هاي محلي خواهند پرداخت

امروزه شهرها به صورت مجموعه اي واحد هستند که مانند انسان داراي خصايص و ويژگيهاي زندگي است . شهرها پيوسته در حال تغيير و تحول با خود کمبودها ، مسائل و مشکلات ، محدوديتها و نيازهايي را به همراه دارند رفع کمبودها و نيازها و حل کردن مسائل و مشکلات ، با برنامه ريزي دقيق و اصولي شروع ميشود . بنابراين با پرداختن به کمبودها ، نيازها و محدوديتها و با توجه به مسائل و مشکلات ، هدف اساسي برنامه ريزي امکان تعيين و تبيين يافته ، شهررا در مسير حرکت مشخص قرار خواهد داد. از اين رو در فرآيند توسعه شهر ، لزوم جايگاه برنامه ريزي بيش از پيش احساس ميشود

هدف اصلي برنامه ريزي شهري : عبارت است از محيطي راحت تر ، بهتر ، آسانتر و موثر تر براي شهر نشينان برنامه ريزي شهري مجموعه گسترده اي از فعاليتهاي نظام مند است که به منظور نيل به اهدافي براي آينده شهر در نظر گرفته مي شود

نکته مهمي که در برنامه ريزي شهر ها اهميت دارد مساله آينده نگري است زيرا زندگي شهرهابدون ساز و کار هاي انتظام و قابل اجرا دچار هرج و مرج و آشفتگي خواهد شد. بنابراين برنامه ريزي شهري تلاشي به منظور انجام اعمالي است که نتايج آنها نظارت برشهررا براي حفظ منافع شهروندان و بهبود محيط آنها در پي دارد

وجود معضلات شهري امروزه احساس نياز به برنامه ريزي را بيشتر ميکند ودر چارچوب اين تفکر ، ايجاد تعادل ، تناسب و هماهنگي در بخشهاي مختلف شهر امکان پذير ميباشد . بنابراين برنامه ريزي شهري ، شهر و حيات شهر را به عنوان يک ساز و کار پويا ، هدف دار و زنده ياري مي رساند و در اين شرايط است که مديريت شهري با وجود برنامه آينده نگرانه شهري در مسير مناسب حرکت ميکند و مي تواند پاسخگوي دگرگونيهاي آتي شهر و خواسته ها و نيازهاي شهروندان باشد . در صورتيکه چنين اعتقادي به صورت راسخ وجود داشته باشد ، ميتوان با صحت و دقت وضع موجود را شناخت ، نيازها را در نظر گرفت ، اولويتها را دید و چشم اندازها را نيز ترسيم کرد با عنايت به اين نکته بايد بدانيم که

***برنامه ريزي شهری هنر درست فکر کردن درباره شهر خود است***

[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 1:39 ] [ امید ]
 

شهرها قسمتي از تمدن بشر به شمار مي آيند. دو كلمه«سيتي» يعني شهر و «سيويليزيشن» يعني تمدن، هر دو از لغت لاتين Civis به معني شخصي آمده است كه هم در وظايف و هم در امتيازات اجتماعي كه در آن زندگي مي كند، سهيم باشد. بنابراين وقتي انواع مختلفي از مردم، ياد گرفتند كه چطور دسته جمعي كار كرده يا مثلاً چطور دسته جمعي تفريح كنند، شهرهاي بزرگ پديد آمدند. اختلاف عمده بين شهر و شهرك و دهكده در مساحت آن هاست. معمولاً از لحاظ اندازه شهر از بقيه بزرگ تر است و تقريباً تمام شهرهاي كنوني در ابتدا به اندازه يك دهكده بوده اند.  دقيقاً كسي نمي داند كه اولين شهر دنيا چه موقع و به دست چه كسي به وجود آمد.

شايد مثلاً وقتي يك قبيله سرگردان از شكارچيان و غيره به دنبال جاي مناسبي مي گشته اند تا براي محل سكونت شان انتخابش كنند، اين رويداد تقريباً در شش هزار سال قبل از ميلاد يا احتمالاً زودتر از اين تاريخ انجام گرفته است. در سه هزار سال قبل از ميلاد بشر شهرهاي بزرگي ساخته و در آن ها زندگي مي كرده است. در يك دوران خيلي ابتدايي تاريخ، قبل از به وجود آمدن شهرها، بشر متوجه اين نكته شده كه اگر حيوانات را گرفته و آن ها را رام و اهلي كند؛ به اين ترتيب به روش آسان تري مي تواند غذاي خود را تأمين نمايد. چون در اين صورت ديگر لازم نبود كه هر وقت احساس گرسنگي مي كند مجبور شود براي شكار حيوانات روانه جنگل و غيره شود و هم چنين متوجه نكته ديگري نيز شد كه عبارت بود از اين كه اگر خودش ميوه و يا غله بكارد آسان تر مي تواند به اين خوراكي دسترسي داشته باشد. از اين رو، بشر شروع به زراعت و كشاورزي و پرورش حيوانات كرد. اما مردم اگر مي خواستند، دائماً از اين جا به آن جا كوچ كنند، پس تكليف زراعت و كشاورزي چه مي شد. چون براي امر زراعت لازم است كه انسان مدتي كافي، مثلاً تا رسيدن وقت خرمن، در يك جا اقامت كند. يا علاوه بر آن كوچ دادن گله هاي حيوانات از اين محل به محل ديگر كار آساني نبود. با اين دلايل قبيله هاي مختلف بشري، يك جاي معيني را براي سكونت دائمي خود انتخاب كرده و بدين ترتيب كم كم شهرها و دهكده ها پا به عرصه وجود گذاشتند. در حال حاضر از آن دهكده هاي اوليه ديگر آثاري به جا نمانده است. چون در آن موقع همه ي خانه ها از پوست يا چوب يا گل ساخته مي شده، و كم كم با گذشت زمان، بشر ياد گرفته كه چگونه آن ها را از مواد بادوام تري بسازد، بنابراين دهكده هاي ساده زراعتي اوليه كم كم توسعه و تغيير شكل يافته و جاي خود را به شهرك ها و شهرهاي بزرگ داده اند.

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 0:55 ] [ امید ]
شوشتَر از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. این شهر در دامنه کوه‌های زاگرس قرار دارد. لقب این شهر ار قدیم دارالمؤمنین (شهر مؤمنان) بوده است.

فهرست مندرجات

 طبیعت و جغرافیا

شوشتر با مساحت ۲۴۳۶ کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین ۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۲ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۲۶ دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. جمعیت ان ۱۸۵۶۲۴هزار نفر است(سرشماری سال ۱۳۸۵) و پنجاه و هفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است و در استان خوزستان پس از کلانشهر اهواز و شهرهای دزفول و آبادان چهارمین شهر بزرگ استان از لحاظ جمعیت محسوب می‌شود. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه‌های پایانی کوههای زاگرس، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می‌دهد. میانگین ارتفاع شوشتر از سطح دریا ۱۵۰ متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر از سطح دریا ۶۵ متر است. کوههای مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز ۸۵ کیلومتر و تا تهران ۸۳۱ کیلومتر و تا خلیج فارس ۲۲۲ کیلومتر است.


 تقسیمات کشوری

شوشتر تا سال ۸۳ دارای بخش‌های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش‌های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شادروان به مرکزیت گوریه‌است. شوشتر از اطراف با شهرستان‌های اهواز، دزفول، گتوند، رامهرمز، مسجد سلیمان و شوش هم‌مرز می‌باشد.

 رودخانه‌ها

شوشتر به دلیل موقعیت ویژه‌ای که در جلگه خوزستان دارد مهد رودخانه‌های بزرگی چون کارون و دز است. رودخانه دز از غرب شوشتر عبور می‌کند و مرز شوشتر با شوش و دزفول را می‌سازد. اما رودخانه کارون پس از عبور از کوههای بختیاری، پس از سد گتوند وارد دشت عقیلی شده، سپس از تنگه‌ای که بین کوههای فدلک و کوشکک است به طور کامل در جلگه خوزستان جاری می‌شود. این رودخانه پس از عبور از این تنگه با تخته سنگ بزرگی که شوشتر بر آن بنا شده برخورد می‌کند و توسط بند میزان به دوشاخه گرگر و شطیط تقسیم می‌شود. شاخه گرگر- یا دودانگه یا مسرقان- کانالی است که دست کند انسان است و تاریخ کندن آن مشخص نیست اما متون تاریخی نشان می‌دهد که این رودخانه ابتدا به رود دیگری در رامهرمز ملحق می‌شده و به خلیج فارس می‌ریخته و در دوران کوروش هخامنشی آن را در منطقه بندقیر توسط سدی به رودخانه کارون باز می‌گردانند. شاخه شطیط یا چهاردانگه نیز که از سد معروف شادروان شاپوری عبور می‌کند در بالادست سد شادروان شاخه‌ای از آن جدا می‌شود که داریون -داریوش یا دارا- نام دارد. این سه شاخه رودخانه کارون شوشتر را همچون جزیره‌ای محصور نموده و در طول تاریخ دشتی وسیع به نام میاناب را آبیاری کرده‌اند. در نهایت هرسه شاخه -شطیط، گرگر و داریون- در منطقه بندقیر جنوب شهرستان شوشتر به یکدیگر ملحق می‌شوند و در همانجا رود دز نیز به کارون ملحق شده و کارون بزرگ را می‌سازند و به‌طرف اهواز حرکت می‌کند.

آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه «گرگر» کارون که از داخل شهر عبور می‌کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می‌دهد و بسیاری از تأسیسات آبرسانی قدیم همچون: آسیابها، کانالهای پل، سدبندها، بندها و آبشارها برای آن ساخته شده بوده که از عجایب روزگار به شمار می‌روند که به تازگی نیز به عنوان دهمین اثر ایران به ثبت جهانی رسیده‌اند و شاخه دیگر «چهاردانگه» است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام «بند قیر» مجدداً به هم پیوند می‌خورد.

منابع و معادن

شوشتر علاوه بر خاک آبرفتی دامنه زاگرس که بسیار حاصلخیز است دارای معادن گچ، آهک، سنگ ساختمانی، شن و ماسه است. جنگلهای بزرگی بصورت بیشه نیز در میان شاخه‌های مختلف رودخانه کارون وجود دارند. بر اساس آمار در سال ۷۴ جنگلها و مراتع شوشتر ۱۷۵هزار هکتار بوده‌است.

 آب و هوا

شهرستان شوشتر جزو شهرهای گرمسیری کشور است، که به سبب قرار گرفتن در منطقه خشک دارای تابستانهای طولانی و بشدت گرم و زمستانهای نسبتاً معتدل است. بالاترین درجه حرارت ثبت شده در شوشتر ۶۰درجه سانتیگراد و پایینترین آن ۶ درجه سانتیگراد زیر صفر است. متوسط بارندگی سالیانه در شوشتر ۳۲۲ میلیمتر محاسبه شده‌است.

وجه تسمیه

بنا به گفته تاریخ نویسان از جمله حمزه اصفهانی، شوشتر به معنی خوبتر است؛ و چون شهر شوش رو به ویرانی می‌رفت، در شش فرسنگی بنا شد که خوش‌آب‌وهواتر و حاصلخیزتر از شوش بود و آن را شوشتر یعنی از شوش بهتر نامیدند.

مستوفی در نزهت‌القلوب می‌نویسد: برخی اصل واژه شوشتر را «ششدر» احتمال دادند. آن بدین دلیل بوده که این شهر دارای شش دروازه بوده که عبارت‌اند از:

بعضی دیگر آن را «شه‌شاتر» یعنی شهر شاه لقب داده‌اند. برخی از تاریخدانان بر این باورند که نام شوشتر از واژه شوشا یا سوسا یعنی مطبوع و دلپسند ماخوذ گردیده‌است.

در پایگاه میراث فرهنگی شوشتر وجه تسمیه‌های دیگری برای شوشتر آمده‌است:

  1. شوش به معنای کنارستان، و شوشتر به معنای آن سوی کنارستان
  2. زن یزدگرد، شوشین‌دخت نام داشت، که دو شهر شوشتر و شوش را بنا نهاد
  3. شوشتر از واژهٔ «شوشدر» گرفته شده، به معنای دروازهٔ شوش
  4. برخی پیوند واژهٔ شوشتر را با «تیشتر» (الاههٔ باران، ایزدبانوی آب‌آفرین) می‌دانند
  5. برخی بر این باورند که به دلیل این‌که یکی از طوایف «بنی عَجل» که «تستر» نام داشت این شهر را فتح نمود، این شهر به نام او موسوم گشت. یعنی شوشتر از گرفته شده از تشتر(تستر)است.

 پیشینه تاریخی

پیشینه تاریخی شوشتر را باید از دو منظر دید. تاریخچه سکونت در منطقه شوشتر و تاریخچه شهر شوشتر.

پروفسور گیرشمن باستان شناس نامدار فرانسوی، غار پبده در شمال شرقی شهر شوشتر را نخستین سکونتگاه انسانی در ایران می‌داند و قدمت سکونت در شوشتر را به ده هزار سال تخمین می‌زند. عیلام شناس معروف والترهینس در کتاب دنیای گمشده عیلام، احتمال داده‌است شوشتر امروز همان آدامدن عیلامی باشد. و ظاهراً هیدالو در جایگاه کنونی این شهر قرار داشته‌است(گیرشمن-ایران از آغاز تا اسلام)، که بعدها رو به ویرانی رفته و سپس به وسیله پادشاهان هخامنشی تجدید بنا گردیده‌است. نیز احتمال داده‌اند محل قدیمی تر و عیلامی شهر در جایگاهی که هماکنون دستوا نام دارد بوده باشد(محلات جنوبی شهر). باستان شناسان در سال ۸۳ با کاوش تل ابوچیزان شوشتر، به آثاری برخوردند که ردپای حکومتهای اولیه شوش را در هفت هزار سال پیش در شوشتر نشان داد.

تاریخچه شهرنشینی

ابن مقنع گوید: «اول شهری که پس از توفان نوح بنا نهادند، شوش و شوشتر بود.» [۲]

در باب قدمت شهر شوش برجهانیان هیچ شک نباشد. اما شوشتر... بسیاری گفته‌اند شوشتر را هوشنگ پیشدادی بساخت، هنگامی که وی از شوش به تفرج خارج گشت و به دشتی خوش آب و هوا با رودخانه‌ای پر آب و جنگلهای پردرخت رسید و به آن منطقه صفت افضل بر شوش نسبت داد: «شوش تر»، یعنی از شوش بهتر و دستور داد شهری به غایت زیبا و عظیم بنا کنند. ما با پذیرش قدمت شهر شوش ناچاریم با اندک سالی تفاوت قدمت شهرنشینی و تمدن در شوشتر را نیز باور داشته باشیم. در روزگاری که رسم زندگی بر کوچ نشینی بوده سنگ بنای شهری عظیم را بنا نهاده‌اند که پس از طی هزاره‌ها تا امروز آباد است. بسیاری از شهرها، با پیشرفت یک روستا به شهر تبدیل شده‌اند، اما سنگ بنای شوشتر از ابتدا شهر بوده‌است. متون تاریخی بسیاری از وجود قلعه سلاسل و نهر دارا یا داریوش شوشتر حکایت می‌کنند که این آبادی شوشتر را در دوران هخامنشی اثبات می‌کند. از دوران اشکانیان نیز باستان شناسان اشیا و سفالهای بسیاری در محدوده شهر شوشتر کشف کرده‌اند. اما شوشتر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم ایران بوده و توجه حکومت را بسیار به خود معطوف کرده‌است. به گونه‌ای که قیصر روم را که شاپور اول ساسانی اسیر کرده بود به آبادی و عمران شوشتر می‌گمارد و بنا یا تجدید بنای سد شادروان را به وی می‌سپارد. در دوران ساسانیان تأسیسات آبی عظیم و پیچیده‌ای در شوشتر ساخته شده‌است که اکنون از مجموعه آنها به‌عنوان بزرگ‌ترین موزه آبی دنیا یاد می‌کنند. سدها، پلها، آسیابها و کانالهای بسیاری از آن دوران در شوشتر به یادگار مانده‌است. با ورود اسلام، سال ۱۷ هجری در جنگ شوشتر مسلمانان پس از وقفه‌ای طولانی موفق به فتح شوشتر می‌شوند. فرمانده لشکر ایرانیان، هرمزان و لشکر مسلمانان ابوموسی اشعری بود. در این جنگ براءبن مالک از صحابه پیامبر شهید گشت که در کنار قلعه سلاسل دفن است و آرامگاهش اولین بقعه اسلامی در ایران است. هرمزان نیز به دست مسلمانان اسیر گشت و وی را به امام علی سپردند.

در دوران اسلامی شوشتر از نظر علمی، فرهنگی و معارف اسلامی به مرحله‌ای رسید که همواره مورد توجه بود و در تمام دوران اسلامی مرکز حکومتی خوزستان بوده‌است. در آن دورانهای پر از کشمکش، در شورشهایی که بر علیه خلفای اموی و عباسی صورت می‌گرفت تا حمله مغولان و فتنه‌های مشعشع و غیره، خوزستان از موقعیت استراتژیکی برخوردار بود و فتح شوشتر بمنزله تسخیر خوزستان بود. در پایان قاجاریه با احداث راه آهن و عدم عبور آن از شوشتر و بی رونق گشتن کشتیرانی در کارون شمالی، شوشتر موقعیت بندری خود را از دست می‌دهد. متعاقب رکود اقتصادی در شوشتر، مرکزیت خوزستان به اهواز منتقل می‌گردد و با کشف نفت در خوزستان، توجه حکومت پهلوی معطوف به آبادان، مسجدسلیمان و اهواز می‌گردد و دیگر شهرهای خوزستان از روند توسعه باز می‌مانند و همواره در یک قرن گذشته نمودار توسعه شوشتر رو به منفی می‌رود. در دهه ۵۰ با ایجاد شرکت کشت و صنعت کارون (بزرگ‌ترین کارخانه تولید قند و شکر خاورمیانه) فصل جدیدی برای توسعه یافتن شوشتر آغاز می‌شود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در طول جنگ تحمیلی، شوشتر از حملات هوایی دشمن در امان نمی‌ماند. اما نسبت به شهرهایی چون دزفول و اهواز دارای امنیت بهتری بوده و همین امر باعث می‌شد تا بسیاری از هموطنان جنگ زده به شوشتر پناه بیاورند.

در سفرنامه‌های بسیاری از شوشتر یاد شده‌است و نام شوشتر نیز در طول تاریخ جهان گیر بوده‌است. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند. شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حیدرخانه یا کهواز" و "نعمت خانه یا موگیهی" تشکیل یافته که "حیدرخانه" مشتمل بر چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده است که هر محله را خانی اداره میکرده است . خوانین "حیدر خانه" سادات مرعشی بوده اند و خوانین "نعمت خانه" سادات کلانتر بوده اند که تا زمان سید باقر خان کلانتر علاوه بر ریاست بر محله "نعمت خانه" کلانتر شهر نیز بوده واز او بعنوان آخرین کلانتر شوشتر یاد می گردد .از معروفترین کلانترهای شوشتر سید فرج الله خان بوده که همراه برادر دیگرش سید نعمت الله مسئول اداره امنیت شهر بوده اند . اما معروفترین کلانتر شوشتر سید باقر خان کلانتر بوده که با قشون انگلیس و عمال آنها مبارزاتی خونین را رقم میزند اما سرانجام دستگیر شده و به همراه تعدادی از بستگان به هند تبعید میگردد . پس از دستگیری سید باقر خان کلانتر به توصیه عمال انگلیس، کنسول انگلیس دستور غارت و ظبط اموال سادات کلانتر را صادر کرده و از جمله فرمان تیر باران شانزده تن از سادات کلانتر را در قلعه سلاسل می دهد و خانه سید باقر خان که در آن زمان جزئ عمارات مجلل شهر بوده جایگاه کنسول گری انگلیس میگردد . در این میان برادر دیگر سید باقر خان کلانتر که سید عزیزالله خان نام داشته و جزه روحانیون بوده با لباس مبدل عشایری و تحمل مشقات بسیار خود را به تهران رسانید و به داد خواهی پرداخت . اگرچه در محیط آنروز تهران گوش کسی به چنین حرفهایی بدهکار نبود ولی سر انجام سید عزیزالله خان موفق شد که دولت وقت را وادار سازد با حکومت انگلیس مزاکره کرده و موافقت آنان را با رهایی سید باقر خان و بستگانش و استرداد اموال آنها جلب نماید . به این ترتیب سید باقر خان کلانتر پس از تحمل چهار سال تبعید به ایران برگشت اما بازگشت او به شوشتر سه سال بعد بود و او در این مدت در تهران ماند در همان هنگام شیخ خزعل در خوزستان با سید باقر خان بنای ناسازگاری گذاشته و به انحائ مختلف در صدد آزار و اذیت بر میاید . سید باقر خان به ناچار به رئیس الوزرای وقت "مستوفی الممالک"شکایت میبرد . مستوفی الممالک به سید باقر خان توصیه می کند که با شیخ خزعل از در سازش در آید . اما در همین حال وقایع سیر دیگری میپیماید و سردار سپه که پس از استعفای مستوفی الممالک دولت را قبضه نموده بود شیخ خزعل را از میان بر میدارد و در نهایت فرصتی برای سازش سید باقر خان کلانتر و شیخ خزعل باقی نمی ماند و سید باقر خان پس از این واقعه به آسودگی در شهر میزست و حتی در سالهای پایانی عمر رئیس انجمن شهر میگردد . مرحوم سید باقرخان کلانتر سخت پایبند سنن ملی و مذهبی بود . یک بار در مسافرتی به عتبات با اصرار به رعایت یک سنت مذهبی شیعه نزدیک بود کار را به جا های باریک بکشاند . عکسی که در حدود سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی از او بجا مانده او را با لباس بلند ایرانی و کلاه ماهوت بدون لبه نشان میدهد در حالیکه در آن هنگام استفاده از کلاه پهلوی لبه دار اجباری و پوشیدن لباس های سنتی ممنوع بوده است سید باقر خان کلانتر در سال ۱۳۵۳ هجری قمری در شوشتر در گذشت و جنازه اش را به نجف اشرف حمل نموده و در آنجا مدفون نمودند .

 جاذبه‌های گردشگری

شوشتر هم در دوران پیش از اسلام و هم پس از اسلام رونق فراوانی داشته‌است که آثار آن در مکانهای تاریخی و مذهبی شهر دیده می‌شود. این شهر همچون دزفول، معماری و بافت سنتی خاص خود را دارد. از مهم‌ترین دیدنی‌های این شهر مجموعه آبشارها و راههای آبی زیر زمینی شوشتر است. به علاوه در این شهر تعداد زیادی آرامگاه متبرکه، امامزاده وجود دارد که به همین علت شوشتر در بین اهالی منطقه با نام «شهرِ چهل پیر» نیز شناخته می‌شود.

 معماری

بافت سنتی معماری این شهر متراکم و فشرده‌است. کوچه‌های باریک و دیوارهای بلند و گذرگاههای تنگ که همگی با گذر از «ساباط»ها یا سایه بان‌ها به میدانچه‌های اصلی شهر ختم می‌شوند، زیبایی کم نظیری دارند. ساباط‌ها علاوه بر ایجاد فضاهای خنک در معابر، ارتباط دو منزل را در فواصل مختلف ایجاد کرده و علاوه بر پیوند معماری، زمینه‌ای را برای ارتباط و ساخت طبقات بیشتر فراهم می‌آورده‌است. گذرگاه‌های باریک با پیچ و شکستگیهای مختلف علاوه بر آنکه راه‌حلی برای گریز از گرما و هدایت جریان باد به کوچه پس کوچه‌ها و دهلیز و خانه‌ها بوده‌اند، محلات مختلف شهر را با پرداختی زیبا به دروازه‌ها و مدخلهای ورودی شهر مرتبط می‌ساخته‌اند. بافت معماری یکدست و همگون با بهره گیری از مصالح بومی یعنی آجر و خلق نقشهای زیبا و ابتکاری تحت عنوان «خوون چینی» بر سر در بناها، جلوه‌های خوشایندی را در معماری این منطقه ایجاد کرده‌است. به طور کلی، شکل و ترکیب شوشتر و دزفول تابع تناسب زمین، موقعیت صخره‌ها و پستی و بلندیهای خاک و جریان رودخانه هاست. به این ترتیب ارتباطی هنرمندانه با عناصر طبیعی را در جهت خلق فضاهای معماری که در شهرهای دیگر استان یافت نمی‌شود ایجاد کرده‌است. شوشتر به لحاظ به کارگیری معماری آجر و آسیابهای آبی ابداعات ویژه‌ای دارد.

 مکان‌های مذهبی

یکی از دیدنی‌های مذهبی این شهر، مسجد جامع شوشتر می‌باشد که از کتیبه‌های آن چنین استنباط می‌شود که خلفای عباسی در زمان امام حسن عسگری به ساخت آن اقدام نموده و پس از آن تکمیل و ترمیم شده‌است. این مسجد با ۵۴ ستون در ایوان و طاقهای موسوم به رومی تأثیر فرهنگ دیرینه ایران و معماری محلی منطقه را با سقفها، گچبریها، کنده کاریها، و مناره‌ها و آجرکاریهای پر نقش ملهم از فرهنگ اسلامی در قالبی ارزشمند و زیبا به منصه ظهور رسانده‌است. هم چنین بقعه امامزاده عبدالله یکی از زیباترین بناهای شوشتر با نقشهای ویژه و پلکانها و نوشته‌هایی بر قطعات سنگی و کاشیها و لچکها و ستونهای بسیار بر بالای تپه‌ای مشرف بر شهر شوشتر و بقعه براء بن مالک انصاری که در واقع قدیمی‌ترین مقبره اسلامی در ایران به شمار می‌رود. قابل ذکر است او یکی از صحابه دلاور پیامبر بود که هنگام فتح شوشتر کشته شد و آرامگاه او در شمال شهر مقابل قلعه سلاسل قرار دارد.

شوشتر از دو محله بزرگ موسوم به "حیدرخانه یا کهواز" و "نعمت خانه یا موگیهی" تشکیل یافته که "حیدرخانه" مشتمل بر چهار محله بزرگ و "نعمت خانه" مشتمل بر هشت محله بوده است که هر محله را خانی اداره میکرده است . خوانین "حیدر خانه" سادات مرعشی بوده اند و خوانین "نعمت خانه" سادات کلانتر بوده اند که تا زمان سید باقر خان کلانتر علاوه بر ریاست بر محله "نعمت خانه" کلانتر شهر نیز بوده واز او بعنوان آخرین کلانتر شوشتر یاد می گردد .از معروفترین کلانترهای شوشتر سید فرج الله خان بوده که همراه برادر دیگرش سید نعمت الله مسئول اداره امنیت شهر بوده اند . اما معروفترین کلانتر شوشتر سید باقر خان کلانتر بوده که با قشون انگلیس و عمال آنها مبارزاتی خونین را رقم میزند اما سرانجام دستگیر شده و به همراه تعدادی از بستگان به هند تبعید میگردد . پس از دستگیری سید باقر خان کلانتر به توصیه عمال انگلیس، کنسول انگلیس دستور غارت و ظبط اموال سادات کلانتر را صادر کرده و از جمله فرمان تیر باران شانزده تن از سادات کلانتر را در قلعه سلاسل می دهد و خانه سید باقر خان که در آن زمان جزئ عمارات مجلل شهر بوده جایگاه کنسول گری انگلیس میگردد . در این میان برادر دیگر سید باقر خان کلانتر که سید عزیزالله خان نام داشته و جزه روحانیون بوده با لباس مبدل عشایری و تحمل مشقات بسیار خود را به تهران رسانید و به داد خواهی پرداخت . اگرچه در محیط آنروز تهران گوش کسی به چنین حرفهایی بدهکار نبود ولی سر انجام سید عزیزالله خان موفق شد که دولت وقت را وادار سازد با حکومت انگلیس مزاکره کرده و موافقت آنان را با رهایی سید باقر خان و بستگانش و استرداد اموال آنها جلب نماید . به این ترتیب سید باقر خان کلانتر پس از تحمل چهار سال تبعید به ایران برگشت اما بازگشت او به شوشتر سه سال بعد بود و او در این مدت در تهران ماند در همان هنگام شیخ خزعل در خوزستان با سید باقر خان بنای ناسازگاری گذاشته و به انحائ مختلف در صدد آزار و اذیت بر میاید . سید باقر خان به ناچار به رئیس الوزرای وقت "مستوفی الممالک"شکایت میبرد . مستوفی الممالک به سید باقر خان توصیه می کند که با شیخ خزعل از در سازش در آید . اما در همین حال وقایع سیر دیگری میپیماید و سردار سپه که پس از استعفای مستوفی الممالک دولت را قبضه نموده بود شیخ خزعل را از میان بر میدارد و در نهایت فرصتی برای سازش سید باقر خان کلانتر و شیخ خزعل باقی نمی ماند و سید باقر خان پس از این واقعه به آسودگی در شهر میزست و حتی در سالهای پایانی عمر رئیس انجمن شهر میگردد . مرحوم سید باقرخان کلانتر سخت پایبند سنن ملی و مذهبی بود . یک بار در مسافرتی به عتبات با اصرار به رعایت یک سنت مذهبی شیعه نزدیک بود کار را به جا های باریک بکشاند . عکسی که در حدود سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی از او بجا مانده او را با لباس بلند ایرانی و کلاه ماهوت بدون لبه نشان میدهد در حالیکه در آن هنگام استفاده از کلاه پهلوی لبه دار اجباری و پوشیدن لباس های سنتی ممنوع بوده است سید باقر خان کلانتر در سال ۱۳۵۳ هجری قمری در شوشتر در گذشت و جنازه اش را به نجف اشرف حمل نموده و در آنجا مدفون نمودند .


فهرست برخی از آرامگاه‌های شوشتر:

  • آرامگاه امامزاده عبدالله شوشتر
  • مقام صاحب الزمان شوشتر
  • مقام حضرت عباس شوشتر
  • مرقد علامه شیخ شوشتری
  • آرامگاه براءبن مالک انصاری
  • آرامگاه سید محمد بازار شوشتر
  • آرامگاه سید محمد ماهرو شوشتر
  • آرامگاه سید محمد گلابی شوشتر
  • آرامگاه شعیب نبی شوشتر

مکانهای دیدنی شوشتر

تاریخی:

دیدنیهای دیگر:

 افراد برجسته شوشتری

از شهر تاریخی و فرهنگی شوشتر علما، مجتهدین وشخصیتهای برجسته‌ای همچون قاضی نوراله شوشتری، شیخ مجتهد شوشتری و شیخ محمد تقی شوشتری برخاسته‌اند.

جستارهای وابسته

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 0:51 ] [ امید ]

شوشتر. تعریب آن تستر است.(از معجم البلدان). نام شهری است در خوزستان. (برهان). لقب آن دارالمومنین. (فرهنگ خطی).

تستر. ششتر. شهری است به خوزستان که از زمانهای دیرین پیش از اسلام با قناتهای متعدد خود وجود داشته است.

آن را در نامهای شهرهای ایران شوشتر و بلیناس بنام سسترا ضبط نموده است. در روایات ایرانی شهر شوشتر از شهرهای بسیار قدیمی معرفی شده است و عبدالله شوشتری در کتاب شوشتر به تفصیل از آن سخن رانده است. در داستانهای افسانه ای بنای این شهر را به هوشنگ نسبت داده اند که آن را بعد از بنای شهر شوش بنیاد نهاده است و گویند که نقشه بنای شوشتر شکل اسبی را ماند. در دوره اسلامی به روزگارعمربن خطاب شهر شوشتر بوسیله برابن مالک مورد تاخت و تاز قرار گرفت و براء در همانجا درگذشت. در عهد امویان این شهر قدیمی دژ و پناهگاه خوارج بود و شبیب الخارجی آنجا را مقر فرماندهی خود قرارداد و حجاج بن یوسف ثقفی پس از مرگ شبیب خارجی بر شهر شوشتر دست یافت و در دوره خلفای عباسی بود که بنیان نهادن قدیمی ترین مساجد این شهر آغاز گردید و در زمان المعتز این امر شروع گشت و در دوران المسترشد پایان یافت. در دوران بعد شهر شوشتر به تصرف تیموریان درآمد و تا سال 280 ه.ق. در تصرف ایشان بود و پس ازانقراض تیموریان به دست گروهی از شیعیان صفویه افتاد و مرکز تشیع گردید. والیان و حکام متعدد در این شهر حکومت کردند که یکی از آنان واخشتوخان را میتوان نام برد که تا پایان دوره صفویه اعقاب او در شوشتر حکومت میکردند. شوشتر در دوران قاجاریه در زیر فرمان محمدعلی میرزا پسر فتحعلیشاه قرار گرفت و جمعیت این شهر در آن هنگام به 54 هزار تن بالغ گشت. گویند که قبر دانیال در شوشتر کشف گردید آنگاه او را به شوش حمل کردند. در زمان حلاج یک آتشگاه درشهر شوشتر وجود داشته است. رجوع به دائرة المعارف اسلام و تستر شود.


 

شوشتر امروزه شهرستانی است در خوزستان واقع در مغرب مسجدسلیمان‚ در زاویه حادث بین کارون و آب گرگر در 46کیلومتری محلی که کارون وارد جلگه (میانآب) میشود و شامل بخشهای حومه ای و گتوند است. جمعیت حوزه شوشتر 33375 تن است(مربوط به آن سالها). در عهد عیلامیان شهر هیدالو ظاهرا در موضع شهر شوشتر کنونی بود و سپاهیان آسوربانیپال در دنباله فتوحات خود بدانجا رسیدند. قدیمترین آثاری که بدست آمده می رساند که شوشتر در زمان ساسانیان وجود داشته. درعهد قاجاریه شوشتر کرسی خوزستان محسوب میشده است. (از فرهنگ فارسی معین).


در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است: شهرستان شوشتر یکی ازشهرستانهای استان ششم کشور است و محدود است از طرف شمال به شهرستان دزفول‚ از خاور و جنوب به شهرستان اهواز‚. هوای این شهرستان مانند سایر شهرستانهای استان خوزستان گرم و درجه حرارت در تابستان در سایه 50 درجه وحداقل درجه حرارت در زمستان 5 درجه سانتیگراد و نسبت به شهرستانهای ساحلی (خرمشهر‚ آبادان) خشک تر است.

 در روزهای تابستان که هوای آن گرم میشود اهالی از سردابهائی که دارند استفاده می کنند. مهمترین رودخانه ای که در این شهرستان جریان دارد رود کارون است که از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و در شمال باختری این شهرستان به دو قسمت میشود: یک شعبه آن را که گرگر می گویند از شمال خاوری شهر از بند معروف به بند میزان گذشته و در داخل شهر تشکیل چندین آبشار را میدهد که مورد استفاده است. وشعبه دیگر که از شمال باختری شهر از سد معروف شادروان میگذرد و بطرف جنوب باختری جریان دارد. می گویند سد شادروان بدستور شاپور یکم و بدست قیصر دوم و رومیان که در آن زمان در اسارت ایران بودند ساخته شده و حدس میزنند که در ازمنه قدیم کلیه آب کارون در رشته شطیط جریان داشته و شعبه گرگر فقط به منظوراستفاده کشاورزی تهیه شده است. بند میزان توسط فتحعلیخان که یکی از سرداران صفویه بوده در سنه 6011 ه.ق. بازسازی گردیده ولی موفق به ساختمان آن نشد و نادرشاه افشار در مسافرت به خوزستان امر به تکمیل این داد و سد مزبور ساخته شد‚ ولی بعدا در نتیجه فشار آب و سیل خراب گردیده و سپس محمدعلی میرزا دولتشاه آن را تعمیر نمود‚ اما مجددا در نتیجه فشار شدید آب خراب شد. دو شعبه گرگر و شطیط در جنوب بند قیر به یکدیگر متصل و بسمت اهواز جاری میگردند.


سازمان اداری شهرستان شوشتر دارای سه بخش بنام مرکزی‚ گتوندو عقیلی است و از 138 قریه تشکیل شده و جمعیت شهرستان در حدود

65 هزار نفر است. مساحت تقریبی شهرستان 23500 کیلومتر مربع است. بخش مرکزی شهرستان شوشتر از 6 دهستان خیران‚ تیوند‚میانآب‚ کندزلو‚ سردارآباد و شاهولی تشکیل شده است. این بخش در بین بخشهای عقیلی و گتوند و شهرستان اهواز واقع و سکنه آن درحدود 81000 تن است.[مربوط به دهه های قبل] دو شعبه رودخانه کارون بنام گرگر و شطیط ازشمال به جنوب در این بخش جریان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

شهر شوشتر در850 هزار گزی تهران و 62هزار گزی شمال اهواز واقع است. شهر شوشتر یکی از شهرهای قدیمی کشور است و در روی تخته سنگهای کنار کارون بنا و بین دو شعبه از کارون بنام شطیط وگرگر (چهاردانگه و دودانگه) واقع شده است. هوای شهر گرم و درتابستان حداکثر حرارت در بعضی سالها نزدیک به 60 درجه است. شوشتر 61422 تن سکنه داشته است ولی امروز بیش از 51 هزار تنسکنه ندارد.‌‍[در دهه های قبل] این شهرستان بسیار قدیمی و دارای ابنیه و آثار و مسجد و امامزاده های متعدد است که معروفترین آنها بشرح زیر است:

1 - مسجد جامع شوشتر که در زمان خلفای عباسی بنا شده.

2 - قلعه سلاسل که امروز خرابه های آن مشاهده می شود.

3 - بند میزان که در شمال خاوری شهر واقع است و رود گرگر از آن عبور میکند.

4 - پل شاهپور که در شمال باختری شهر واقع است و امروزه خرابه های آن مشاهده میشود.

5 - در شهر شوشتر و اطراف آن قریب 40 امامزاده وجود دارد. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 6)

چندین حریر و حله که پوشید بر درخت

مانا که برزدند به قرقوب و شوشتر.

 

[ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 ] [ 0:43 ] [ امید ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

امکانات وب
News place -->